شتاب الکترومغناطیس

شتاب الکترومغناطیسی در مدل اصلاح شده زمین مسطح

تئوری شتاب الکترومغناطیسی (EA) بیان می کند که مکانیسمی در جهان وجود دارد که نور را به سمت بالا کشیده یا منحرف می کند. تمام منحنی های نور در مسافت های طولانی به سمت بالا دچار انحراف میشوند. شتاب دهنده الکترومغناطیسی به عنوان یک جایگزین مدرن برای پرسپکتیو ارائه شده در کتاب “زمین کروی نیست” اثر ساموئل روبوتهام است.

طلوع خورشید و غروب خورشید در نتیجه این پرتوهای خمیده به سمت بالا اتفاق می افتد.

 

تصویر بالا پرتوهای خورشید را نشان می دهد که با زمین تلاقی دارند. پرتوهای دیگری که به تصویر کشیده نشده اند ممکن است به زمین برخورد نکرده و با “چرخش u شکل” به فضا بازگردند.

شرح تئوری

اگر منجمان باستانی با مشاهده آسمان نتیجه گرفتند که زمین یک کره است، حتما دلیل و علتی برای آن داشته اند که آنطور تصور کنند. تئوری شتاب الکترومغناطیسی به این سوال پاسخ میدهد که چرا ستاره شناسان و منجمان قدیم با رصد آسمان، تصور کردند که زمین کروی شکل است و همچنین نشان می دهد که چرا این نتیجه گیری اشتباه بوده. خطای نجوم کلاسیک این است که طرفداران آن برای نشان دادن مفروضات اساسی به خود زحمت نمیدهند. صرفاً از طریق منطق انسانی فرض بر این بود كه نور در هر مسافت و مقیاسی، بطور مستقیم حرکت می كند. مشاهدات و تفاسیری برای توصیف جهان ما به انجام رسید که با تعصب همراه بود، بدون آزمایش تجربی و تأیید اصول اساسی که بر اساس آن میشود نتیجه گیری کرد.

ممکن است کسی به این نکته اشاره کند و بگوید که این کاملاً غیر منطقی خواهد بود اگر ادعا کنید ذره یا موج در حال حرکت برای همیشه در سراسر جهان در یک خط کاملاً مستقیم، بدون هیچ گونه اختلال در مسیر و وجود انواع نیروها یا پدیده هایی که محیط را پر کرده، حرکت میکند. به عنوان مثال، سوار ماشین شوید و بدون چرخاندن فرمان به سمت چپ یا راست ، سعی کنید در یک خط کاملاً مستقیم به پایین بزرگراه حرکت کنید. این کار تقریباً غیرممکن است. این ماشین تحت تأثیر شیب و بافت زمین ، تراز چرخ های شما ، باد و … قرار دارد و در نتیجه مسیر مستقیم شما تبدیل به یک منحنی میشود و هنگامی که صحبت از گلوله ، هواپیما ، و غیره می شود ، انتظار می رود که اجسام هرگز به طور واقعی در مسیر مستقیم حرکت نمیکنند. مسیر خط مستقیم اگر وجود داشته باشد، به ندرت در طبیعت اتفاق می افتد.

چرا همه چیز باید در علم بر اساس آنچه که فکر میکنیم باید باشد، قرار داشته باشد بدون اینکه شاهد واقعی آن را مشاهده کنیم تا متوجه حقیقتش شویم؟ به عنوان مثال، برای نشان دادن درستی کرویت زمین، به مواردی مانند طلوع و غروب اجرام آسمانی، فاز های ماه، دیده شدن یک قسمت از ماه، فرو رفتن اجسام در افق، روشن شدن بخش زیرین ابر ها در هنگام غروب خورشید و… اشاره میشود. دبیر سابق انجمن نجوم سلطنتی ، Augustus De Morgan  میگوید: ” با مشاهده این پدیده ها، چه توضیح دیگری را می توان غیر از كروی بودن زمین تصور كرد؟”

منبع:

Professor De Morgan, the Athenæum – March 25th, 1865, as cited in Chapter 1 of Earth Not a Globe. Many similar modern expressions of this sentiment can be found today

از این رو می دانیم که اخترشناسان تاریخ اعتراف می کنند که ماهیت کرویت زمین فقط در تلاش برای تبیین و توصیف “تعدادی از پدیده ها” تصور می شد. درواقع این کارشان تفسیر مشاهده ای به جای کاوش تجربی کنترل شده از طبیعت نام دارد. با این حال ، علیرغم چنین اظهاراتی ، دیده می شود که اگر نور در مسافت های زیاد به سمت بالا دچار انحراف شود ، همان مشاهدات ، که به طور معمول برای اثبات درستی کرویت زمین ذکر میشود را میتوان به راحتی بدون استفاده از فرض یک کره، توضیح داد. دستیابی به یک اصل بدیهی می تواند توضیحی جایگزین برای پدیده های مشابه ارائه دهد. اگر دو توضیح بالقوه بتوانند پدیده های یکسانی را توصیف کنند ، موضوع به یک سوال فلسفی مبنی بر اینکه کدام یک ممکن است منطقی تر تفسیر شود ، ختم میشود. آیا باید نتیجه بگیریم که نور دچار خمیدگی میشود یا اینکه کل زمین منحنی و خمیده (کروی) است؟

از این مهم تر ، تئوری شتاب الکترومغناطیسی نه تنها آنچه را که برای زمین گرد ذکر شده است ، توضیح می دهد ، بلکه به نظر می رسد چیزهایی را توضیح می دهد که یک زمین گرد با هندسه خط مستقیم نمیتواند توضیح دهد. مشاهدات آسمانی نشان می دهد که خطوط مستقیم بالای ما منحنی می شوند ، گویی مشاهدات ما بر روی سطح داخلی منحنی یک کره سماوی طرح ریزی شده است. یکی از برجسته ترین نمونه های آن، “توهم شیب ماه” است که در مقاله قبل توضیح دادیم. جایی که به نظر می رسد  نور مسیر منحنی را طی می کند ، و در نتیجه بخشی روشن از ماه که از خورشید فاصله دارد را روشن می کند. آنالیزِ وقایع آسمانی نشان می دهد که همه آنچه به عنوان شواهدی از کرویت زمین در نظر گرفته میشود، در واقع زیر مجموعه ای از تأثیر شتاب الکترومغناطیسی است که به ظاهر، حضور در داخل یک گنبد را نشان می دهد.

 

یک فرمول تقریبی برای خمش نور در مقیاس بزرگ توسط Parsifal پیشنهاد شده است که میتوان آن را در تئوری شتاب الکترومغناطیسی شرح داد. این حد یک بیان پیچیده تر (و هنوز نهایی نشده) است زیرا x به بی نهایت نزدیک می شود ، بنابراین تنها زمانی کار خواهد کرد که y بسیار بیشتر از x باشد – یعنی مثلاً وقتی که فاصله عمودی طی شده بسیار بیشتر از فاصله افقی طی شده است. به عبارت دیگر ، دقت و درستی  آن هر چه پرتوی نور به عمودی نزدیک تر باشد ، بهبود می یابد. بنابراین ، در حالی که برای آزمایش های کوتاه برد معتبر نیست ، می تواند نشان دهد که به عنوان مثال چه میزان نور خورشید در مسیر خود به زمین خم خواهد شد.

در زیر فرمول پارسیفال را مشاهده میکنید:

(۰/۰) نقطه ای است که پرتو نور افقی است (یعنی مشتق این عملکرد صفر است). تعریف اصطلاحات:

x، y – مختصات در صفحه پرتو نور ، جایی که y در جهت سریعترین کاهش پتانسیل انرژی تاریک  و x در جهت مؤلفه انتشار اشعه که عمود بر Y است در حال افزایش است. c سرعت نور در خلا است. β ، که میزان شتاب پالس در یک پرتوی افقی  را مشخص می کند. وقتی تئوری کامل شد ، تلاش می شود تا این موضوع به صورت تجربی اندازه گیری شود. اعتقاد بر این است که خم شدن نور نرخ انحنای کره زمین را شبیه سازی نمی کند. در عوض ، خم شدن به تدریج در مسافت بیشتر اتفاق می افتد.

مقاله هایی که پیشنهاد میکنیم بخوانید:

Light bends itself round corners

 

 

https://engineering.stanford.edu/magazine/article/taming-mavericks-stanford-researchers-use-synthetic-magnetism-control-light

 

 

 

سطح زیرین ابر ها

اشعه هایی که به زمین برخورد نمیکنند به فضا باز می گردند و ممکن است قبل از طلوع آفتاب یا بعد از غروب آفتاب به زیر ابرها برخورد کنند و به آنها درخشش مایل به قرمز دهند.

 

افق

شتاب الکترومغناطیسی پیش بینی می کند که در ارتفاعات بلند که در آن فرد می تواند بیشتر ببیند ، افق زیر سطح چشم فرو خواهد رفت. نوری که به موازات محدوده دید حرکت می کند به سمت بالا کشیده می شود و به چشم ناظر برخورد نمیکند. پرتوهایی که ناظر میبیند آن دسته از پرتوها هستند که با زاویه پایین تر منتقل می شوند و به سمت بالا به منظور برخورد به ناظر  کشیده می شوند و منجر به افقی می شود که کمی پایین تر از سطح چشم است.

 

همانطور که تصور می شود ، شتاب الکترومغناطیس باعث به وجود آمدن تدریجی منحنی بسیار بیشتر از انحنای ادعا شده کره زمین میشود و به فرد امکان می دهد بیشتر از مسافتی که مدل کروی اجازه می دهد ببیند ، میزان افت افق در ارتفاعات بالا دیده شده که از پیش بینی مدل کرویت زمین بالاتر است اما پایین تر از پیش بینی مدل مسطح است.

 

پیامد الگوی خمش نور به سمت بالا این است که ناظر ایستاده بر روی زمین، همیشه تنها نزدیکترین قسمت (یا نیمه) اجرام آسمانی به سمت زمین را مشاهده میکند. تصویر زیر طلوع و غروب ماه را بطور حدودی نشان میدهد. تصویر قسمت نزدیک ماه در اطراف ماه به سمت بالا خم و منحنی شده و ناظران را در هر طرف آن با تصاویر یکسان (اما عکس یکدیگر) روبرو می کند.

 

در اصل، نور ماه مستقیم به سمت پایین حرکت میکند و در هنگام رسیدن به سطح زمین دچار قوس و منحنی میشود به طوری که از هر نظر ، چهره ای از ماه را می بینیم که بصورت مستقیم رو به پایین قرار دارد. این طرح همچنین پیش بینی می کند که تصویر ماه به صورت وارونه بین طلوع و غروب قرار خواهد گرفت ، همانطور که در نیمه های شمالی و جنوبی دیده می شود.

 

 

فاز های ماه

وقتی فاز های ماه را مشاهده می کنیم، درواقع روز و شب ماه را می بینیم ، نور خورشید به نیمه ای از کره ماه برخورد میکند و نیمه دیگر در تاریکی قرار میگیرد. همانطور که قبل تر نشان داده شد، با توجه به تئوری EA ، ما همیشه نیمه نزدیکتر ماه (یا نیمه زیرین ماه) را مشاهده میکنید.

پرتوهای خمیده خورشید منجر به فازهای سطح ماه می شود. صفحه مسیر ماه در حالت شیب دار و مایل به مسیر دایره البروج خورشید قرار دارد که بالاترین قسمت آن با نور خورشید تماسی ندارد. هنگامی که ماه از خورشید فاصله دارد و از آن بالاتر است ، “ماه کامل” رخ می دهد. وقتی ماه به خورشید نزدیکتر است و پایین تر از آن قرار دارد ، “ماه نو” رخ می دهد. زمان بین دو ماه کامل ، یا بین وقایع پی در پی در همان مرحله ، به طور متوسط حدود ۲۹.۵۳ روز (۲۹ روز ، ۱۲ ساعت ، ۴۴ دقیقه) است.

نمونه نمودار پرتوی خورشید در مقیاس بزرگ (نمای جانبی):

 

 

جدول موقعیت ماه

موارد فوق را با جدول زیر از دانشگاه کرنل (لینک منبع) مقایسه کنید ، که جمع بندی ای را برای زمان طلوع و غروب ماه در طول فاز های آن فراهم می کند:

 

کره سماوی

شتاب الکترومغناطیسی پیش بینی می کند که مشاهدات ما به گونه ای اند که گویی در داخل یک گنبد اتفاق می افتند و در واقع ، این همان چیزی است که ما تجربه می کنیم. هندسه خط مستقیم در فواصل طولانی کار نخواهد کرد. هنگامی که به مسافت های بزرگ و طولانی نگاه می کنیم ، به نظر می رسد که در داخل یک افلاک نما (سیستم آسمانی گنبدی شکل) هستیم که در آن خطوط مستقیم روی یک سطح گنبدی خمیده می شوند. اخترشناسان این را تأیید می كنند و پدیده ها را به كره سماوی نسبت می دهند. گویا در اطراف ناظر یک گنبد یا کره آسمانی قرار دارد.

همانطور که نقاط از ناظر دور میشوند،به دلیل تأثیر شتاب الکترومغناطیسی ارتفاعشان کم میشود و در ارتفاع پایین قرار میگیرند، مانند خورشید که هنگام دور شدن از ناظر، در افق فرو می رود ، باعث می شود خطوط آسمانی در فضا بطور کلی ظاهر شده که گویی بر روی یک سطح منحنی قرار دارند. به عنوان نمونه ، یک خط مستقیم بر روی “گنبد آسمانی” منحنی ظاهر می شود.

 

شهاب سنگها ، دنباله دارها ، شفقهای قطبی ، کهکشان راه شیری ، مسیر خورشید و جهت منطقه روشن شده ماه ، همگی تحت تأثیر کره آسمانی قرار میگیرند. در مقالات آینده بطور گسترده و کامل تر، به بحث کره سماوی یا گنبد آسمانی خواهیم پرداخت.

 

ماه گرفتگی با توجه به شتاب الکترومغناطیسی

با توجه به مدل اصلاح شده زمین مسطح و نقش شتاب الکترومغناطیسی در آن ، خورشید، ماه را از طریق مکانیسم پرتوهای خمیده به سمت بالا روشن می کند. در نقاط مختلف در نزدیک خورشید ، ماه با زوایای مختلف روشن شده و باعث ایجاد فاز های ماه میشود. همانطور که پیش تر توضیح دادیم، هنگامی که ماه نزدیک به خورشید است ، ماه نو رخ می دهد ، و هنگامی که از خورشید دور است ، پرتو نور خورشید در موقعیت ماه عمودی است و باعث ماه کامل می شود. ماه گرفتگی در حدود ۲ تا ۵ بار در سال اتفاق می افتد و این زمانی است که مسیر ماه کامل بسیار دور از خورشید قرار گرفته و ماه به طور موقت از مرز نور خورشید خارج می شود. نبود نور باعث ایجاد تاریکی روی سطح ماه می شود.

همانطور که در قسمت فاز های ماه توضیح دادیم ، ماه و خورشید مسیرهای مشابهی را در نزدیکی دایره البروج دنبال می کنند. نور در مقیاسهای بزرگ مطابق با مدل اصلاح شده زمین تخت (شتاب الکترومغناطیسی) به سمت بالا خمیده میشود. حضور زمین میزان پرتو های سهمی وار خارجی را محدود می کند.

طرح شرح داده شده در بالا الگوی هندسی معمولی را دنبال خواهد کرد. می توان پیش بینی کرد که ماه گرفتگی هنگام رخ می دهد که:

-ماه کامل است
– ماه در مقابل خورشید و در طرف مخالف آن قرار دارد
– ماه و خورشید در نزدیکی بزرگترین جابجایی عرض جغرافیایی از یکدیگر قرار دارند

نکته مهم در رابطه با ماه گرفتگی این است که، چهره ماه در هنگام ماه گرفتگی قرمز خواهد شد ، زیرا اکثر پرتوهای خورشید قوس های پارابولیکی ایجاد می کنند که از جو زمین عبور می کند. هنگامی که نور خورشید در مقابل جو ، افقی است ، در اثر پراکندگی رایلی نور قرمز خواهد شد. دقیقا همانطور که آسمان در هنگام غروب خورشید قرمز میشود. همچنین آشکار است از آنجا که خورشید و ماه در حین ماه گرفتگی در دو سوی مقابل یکدیگر قرار دارند ، مسیری که با جو زمین در برخورد است از منطقه ای در نزدیکی قطب خواهد گذشت. اگر این هندسه صحیح باشد ، نتیجه می گیریم که شرایط در قطب شمال ممکن است بر ظاهر ماه گرفتگی تأثیر بگذارد. جالب است که اخترشناسان این را بیان کرده اند كه در دوره هایی از فعالیت زیاد شفق های قطبی، ماه گرفتگی بسیار پر نور تر و روشن تر دیده می شود.

یکی از دلایل ارسطو برای کرویت زمین، سایه گردی بود که در هنگام ماه گرفتگی بر روی ماه می افتاد. او اینگونه استدلال کرد که تنها یک جسم گرد و کروی میتواند سایه گرد ایجاد کند و از آنجا که سایه افتاده بر روی ماه گرد است، پس زمین نیز باید کروی باشد.

اما این استدلال نادرستی است. علت این است، از آنجا که ماه سطح برآمده و منحنی دارد ( در مدل اصلاح شده زمین مسطح، ماه یک کره است)، حتی سایه های خط مانند و صاف نیز بر روی سطح ماه تبدیل به سایه منحنی و گرد میشوند، گویا یک جسم کروی بر ماه سایه انداخته اما تنها یک خطای بصری حاصل از شکل کروی ماه است و این سایه میتواند هر شکلی داشته باشد. به گیف زیر با دقت نگاه کنید:

لطفا برای اجرای گیف صبور باشید (اگر اجرا نمیشود میتوانید بر روی آن کلیک کنید تا با سایز اصلی اجرا شود)

در یک اتاق تاریک ، یک چراغ قوه را بر روی طاقچه قرار دهید ، که در فضایی در حدود چند متر از یک کره زمین مصنوعی قرار دارد. با مشاهده نحوه رفتار سایه در کره ، از پوشه ای برای مسدود کردن مسیر نور استفاده کنید. در آن هنگام، مانند گیف بالا، میبینید که یک سایه صاف بر روی یک کره، تبدیل به یک سایه منحنی و گرد میشود. پس علت گرد بودن سایه در این آزمایش، کروی بودن سطح است، نه کروی بودن جسمی که سایه می اندازد. پس نمیتوان به همین سادگی ها از سایه ایجاد شده بر روی ماه نتیجه گرفت که زمین یک کره می باشد.

گیف بالا را با گیف پایین مقایسه کنید. گیف زیر یک ماه گرفتگی واقعی است. اگر دقت کنید، متوجه شباهت بسیار زیاد آزمایش ما با یک ماه گرفتگی واقعی میشوید.

لطفا برای اجرای گیف صبور باشید (اگر اجرا نمیشود میتوانید بر روی آن کلیک کنید تا با سایز اصلی اجرا شود)

 

نکته جالب اینجاست که در طول ماه گرفتگی، سایه ای که بر روی ماه دیده میشود بصورت مستقیم بر روی سطح ماه حرکت نمیکند، بلکه بصورت چرخشی و میانه ای حرکت می کند و زاویه ۱۱۰ – ۱۲۰ درجه را در سراسر سطح ماه ایجاد می کند. درواقع میشود بصورت مختصر گفت، سایه بر روی سطح ماه در زوایای مختلفی حرکت میکند.

با توجه به مدل شتاب الکترومغناطیسی:

 

 

به عنوان مثال، در گیف زیر تایم لپسی از یک ماه گرفتگی را مشاهده میکنید. دقت کنید که سایه بر روی سطح ماه بصورت مستقیم حرکت نمی کند بلکه در میانه مسیر خود، دچار تغییر زاویه میشود.

ماه گرفتگی – مارس ۲۰۰۷

لطفا برای اجرای گیف صبور باشید (اگر اجرا نمیشود میتوانید بر روی آن کلیک کنید تا با سایز اصلی اجرا شود)

 

ماه گرفتگی – اکتبر ۲۰۰۴

 

ماه گرفتگی – سپتامبر ۲۰۱۵

به تغییر جهت سایه دقت کنید

 

ارتباط شفق قطبی و ماه گرفتگی

با توجه به توضیحات مدل شتاب الکترومغناطیسی برای ماه گرفتگی میدانیم که وقتی خورشید و ماه در مقابل یکدیگر قرار دارند، پرتوهای خورشید باید در مسیر خود به ماه، از ناحیه شفق های قطبی عبور کنند که در بعضی مواقع ، ماه گرفتگی بسیار روشن تر خواهد بود. از نظر تاریخی ، اخترشناسان اروپایی اظهار کرده اند که ارتباطی بین فعالیت شفق های قطبی و درخشان تر بودن ماه گرفتگی وجود دارد.

انجمن نجوم سلطنتی

اطلاعیه های ماهانه انجمن نجوم سلطنتی ، نوامبر ۱۸۴۵ – ژوئن ۱۸۴۷

نامه ای از آقای فورستر ، بروژ:

“امیدوارم بتوانم توجه شما را به ماه گرفتگی ۱۹ مارس جلب کنم ، سطح سایه روی ماه، دارای درخشندگی بسیار غیر عادی ای بود ، احتمالاً حدود سه برابر شدت متوسط روشنایی یک گرفتگی را نشان می داد. چهره ماه در هنگام گرفتگی، به رنگ قرمز عمیق و عجیبی در آمده بود (که تا آن زمان به آن حالت قرمز نشده بود). در طول کل ماه گرفتگی ، سطح ماه بسیار درخشان و سفید تر از شب های دیگر بود. مشاهدات من با تلسکوپهای مختلف انجام شد ، اما همه همان ظاهر ماه را نشان می دادند و درخشش چشمگیر ماه تمامی شب را روشن کرده بود. آسمان دارای درخشندگی ای غیرمعمول بود ، همانطور که اغلب بین بارش های شهابی مشاهده می شود. همچنین شفق های شمالی درخشانی را مشاهده کردیم  و همچنین یک شهاب به سمت افق شمال غربی، درست در هنگام ماه گرفتگی، در آسمان درحال حرکت بود.”

همچنین برای گزارشات بیشتر از این واقعه میتوانید به لینک مبنع آن مراجعه کنید:

بر روی لینک کلیک کنید:

https://web.archive.org/web/20200318015343/https://books.google.com/books?id=S7xAAAAAYAAJ&lpg=RA3-PA132&pg=RA2-PA132#v=onepage&q&f=false

https://web.archive.org/web/20200116234652/https://books.google.com/books?id=fqQzAQAAMAAJ&pg=PA287&lpg=PA287&source=bl&ots=DiAvMAoswm&sig=ACfU3U3vd_nrQYsYbjMefVAiyOuTubQskQ&hl=en&sa=X&ved=2ahUKEwi8ifSDr_nlAhUx2FkKHWm9D6YQ6AEwAHoECAMQAg#v=onepage&q&f=false

 

https://books.google.de/books?id=fqQzAQAAMAAJ&lpg=PA287&pg=PA287&redir_esc=y#v=onepage&q&f=false

 

 

در سه لینک بالا، چندین گزارش مختلف از همزمانی ماه گرفتگی بسیار درخشان و غیرعادی و شفق های قطبی پر نور و زیبا وجود دارد. با توجه به این گزارش ها به احتمال قوی، رابطه ای بین ماه ، خورشید ، شفق های قطبی و قطب شمال وجود دارد که نیازمند بررسی ها و تحقیقات بسیار بیشتر است.

در آینده مقالات بیشتری برای حمایت از این تئوری در مدل اصلاح شده زمین تخت خواهیم نوشت. با تشکر از همراهی شما.

Share this post

5 comments

اضافه کنید
  1. ایلیا ۲۷ اردیبهشت, ۱۳۹۹ \ق٫ظ\۳۱ ۰۵:۱۶ پاسخ دادن

    عالیه
    به هر روشی که میتونین گسترش بدین و تبلیغ کنین
    منم خودم توی مدارس زیادی در این باره صحبت کردم و نظر چند تا از معلمین رو جلب کرد
    خیلی از مردم آشنایی ندارند با زمین تخت اگه یه جوری میشد که همه اینو بشنوند و به سوالاتشون جواب داده بشه شک نکنید بیشتر مردم این نظریه رو قبول میکنن البته به شرطی که تحصیل کرده باشن
    باور کنید تا حالا خودم خیلی تبلیغ کردم و خیلی ها زمین تخت رو قبول کردن سعی کردم اونام همینجوری گسترش بدن
    به امید روزی که تمام مردم دنیا حقیقت رو بفهمن

  2. iamroqix ۳۱ اردیبهشت, ۱۳۹۹ \ب٫ظ\۳۱ ۱۵:۴۱ پاسخ دادن

    سلام
    لطفا در مقالات بعدی حتما درباره ی زلزله در زمین مسطح بگید چون در زمین کروی گفته میشه ک زمین لرزه در اثر خارج شدن انرژی هسته ی زمین حاصل میشه ولی در زمین مسطح چنین چیزی چطور اتفاق میوفته؟

  3. حمید ۱ خرداد, ۱۳۹۹ \ب٫ظ\۳۱ ۱۷:۳۲ پاسخ دادن

    با سلام و تشکر از شما
    نظریه جالبی است ولی هنوز اول راه است …. . به نظر من مدل هایی که ارایه می شود اگر در ادامه راه برخی چیزها را نقض کنند باید به آتها شک کرد و دورشان ریخت . مثلا اگر مدلی ارایه شود و در ادامه به این نتیجه برسد که بالا و پایین زمین یکسان است و فرقی میان جهت بالا و پایین وجود ندارد (درست عین مدل زمین کروی که در آن فرقی میان بالا و پایین وجود ندراد و کره ای چرخان در فضا که در نیمه پاییینی آن انسان هایی چپکی و در جهت عکس ما زندگی میکنند و جهت بالای آنها جهت پایین ما و جهت بالای ما جهت پایین آنهاست)باید آن مدل را دور ریخت. در حالی که در خلقت خداوند میان بالا و پایین تفاوت است . میان عروج و هبوط تفاوت است . پایین جهنم پست و بالا بهشت اعلی است . در جهان حقیقی فرشتگان به بالا عروج می کنند و شیاطین جایگاهشان دون و اسفل و پایین است. طبقات هفتگانه زمین بر روی هم قرار داشته و زمین های زیرین در جهت پایین ما قرار دارند و آسمان های هفتگانه در جهت بالای ما. بر خلاف مدل زمین کروی که ناشی از تفکر الحادی و پوچ پندارانه است و بالا و پایین جهانش با هم فرقی ندارند و جهانش یک توپ حقیر و سرگردان شناور در یک فضای بیکران است که احتمالا شیطان ۱۳۰۰۰۰۰۰۰۰۰ سال پیش از آتش خودش آن را با انفجار آفریده و پس از این همه سال فزرندان شیطان تبدیل به میمون هایی تکامل یافته شده اند و دست به کشف جهان ساخته پدرشان زده اند . جهانی احمقانه و شیطان پسند … . من حدود دو سال پیگیر یک نظریه دیگر زمین تخت نیز بودم که اکنون به این نتیجه رسیده که زمین مانند یک سکه پول است که دو طرف آن یکسان است!!! و انسان هایی چپکی آن طرف زمین مانند ما زندگی میکنند و از این نظر یک چیزی شده شبیه همان زمین کروی و فرقش این است که به جای کروی تخت است … آری عاقبت تکیه صرف بر علم محدود و ناچیز ریاضی بشری برای توجیه جهان به این پیچیدگی همین است که انسان پس از هدایت دوباره به جاهلیت پیشینش باز می گردد…
    اما این نظریه بسیار جالب است و امیدوارم در ادامه به موفقیت بیشتری برسد. ان شاء الله

ارسال نظر جدید


Fatal error: Uncaught wfWAFStorageFileException: Unable to verify temporary file contents for atomic writing. in /home/flateart/public_html/wp-content/plugins/wordfence/vendor/wordfence/wf-waf/src/lib/storage/file.php:46 Stack trace: #0 /home/flateart/public_html/wp-content/plugins/wordfence/vendor/wordfence/wf-waf/src/lib/storage/file.php(567): wfWAFStorageFile::atomicFilePutContents('/home/flateart/...', '<?php exit('Acc...') #1 [internal function]: wfWAFStorageFile->saveConfig() #2 {main} thrown in /home/flateart/public_html/wp-content/plugins/wordfence/vendor/wordfence/wf-waf/src/lib/storage/file.php on line 46