پرسپکتیو قدامی در زمین تخت

در پست های قبلی درباره چگونگی ناپدید شدن کشتی ها در افق توضیح دادیم اما آن را کافی ندانسته و سعی کردیم یکی از موارد و پارامتر های موجود را بصورت کامل تر در این پست توضیح دهیم و در کنار آن به موضوع ستارگان جنوبی در زمین تخت نیز بپردازیم. موضوعات مختلفی در ارتباط با پرسپکتیو در زمین تخت وجود دارد که توضیح آن ها ساده نیست. از این رو، باید بلافاصله آن هارا آنالیز و بررسی کنیم. مورد اول ناپدید شدن کشتی ها در افق است که از قسمت پایین به سمت بالا شروع به ناپدید شدن میکنند. عده ای چنین مشاهداتی را اثبات کرویت زمین میدانند.

در ادامه با ما همراه باشید و مطالب را کامل و با دقت بخوانید….

اما میدانیم که این پدیده مربوط به پرسپکتیو است. کافیست یکبار دوربین دوچشمی یا دوربینی با زوم بالا بردارید و به سمت کشتی نگاه کنید. بلافاصله میبینید که کل کشتی از پایین تا بالا قابل مشاهده است. بنابراین این پدیده نه تنها ارتباطی با انحنای زمین ندارد، بلکه ارتباط مستقیمی با پرسپکتیو دارد. اما این همه ماجرا نیست که بگوییم پرسپکتیو است و تمام! چگونه باید این پدیده را توضیح دهیم؟ چرا پرسپکتیو باعث میشود که کشتی به تدریج در افق فرو رفته و ناپدید شود؟ 

 

یک قطب جنوب آشکار در کره سماوی

مورد دوم که باز هم به پرسپکتیو مرتبط است، وجود یک قطب جنوب آشکار در کره سماوی است. همانطور که در تصویر زیر میبینید، قطب شمال و قطب جنوب ظاهری در تصویر دیده میشوند.

یک ناظر در قطب جنوب، چرخش ستارگان را به دور یک مرکز جنوبی میبیند اما در زمین مسطح، ما قطب جنوب نداریم پس چطور میتوان چنین چیزی را توضیح داد؟ پرسپکتیو پاسخگو است. حال چطور؟ در ادامه با ما همراه باشید.

 

کشتی هایی که در افق ناپدید میشوند

بیایید مورد اول را توضیح دهیم. چرا یک کشتی در افق ناپدید شده و ابتدا شروع به ناپدید شدن از قسمت پایین میکند؟ با توجه به پرسپکتیو، جسمی که از ناظر فاصله میگیرد به تدریج در افق تبدیل به یک نقطه میشود. این نقطه، نقطه همگرایی پرسپکتیو است.

همین اتفاق برای یک کشتی می افتد. اما این به اندازه کافی برای توضیح اینکه چرا کشتی ها در افق ابتدا از پایین به تدریج شروع به ناپدید شدن میکنند کفایت نمیکند.

 

حرکت در یک راهرو روشن

برای توضیح این پدیده با پرسپکتیو، برخی با استفاده از یک دوربین و گذاشتن آن در کف یک راهرو صاف و طولانی و شروع حرکت از مقابل دوربین تا انتهای راهرو، کوچک و کوچکتر شدن فرد را نشان دهند اما این هرگز توضیح نمیدهد که چرا اجسام ابتدا از قسمت پایین شروع به ناپدید شدن میکنند. بنابراین ممکن است برخی با چنین آزمایشاتی نتیجه بگیرند ناپدید شدن کشتی ها در افق (از پایین به سمت بالا) اثباتی برای کرویت زمین است.

در حقیقت، ما باید تفاوت بین افق واقعی و افق پرسپکتیو را در نظر بگیریم. موج، موج دار بودن و تلاطم سطح آب باعث مخفی شدن افق پرسپکتیو میشود. حتی آرام ترین دریا ها نیز موج های کوچکی دارند که یک افق واقعی را در دوردست کمی بالاتر از افق پرسپکتیو شکل میدهند. فقط یک سطح کاملا صاف مانند راهرو بیمارستان ها منظره ای از افق پرسپکتیو را تصدیق میکند. تفاوت بین دو افق میتواند بسیار کم باشد اما بهرحال تفاوت وجود دارد. کشتی ای که درحال دور شدن است، ابتدا بسیار بزرگ است و سپس به تدریج کوچکتر و کوچکتر میشود و ابعاد کلی درحال تغییر آن با فاصله بین دو افق قابل مقایسه میشود (زیاد متفاوت نیست). کشتی به سمت نقطه اضمحلال در افق پرسپکتیو همگرا میشود اما افق واقعی شروع به پنهان کردن بیشتر و بیشتر آن می کند. اگر با یک دوربین دوچشمی به کشتی نگاه کنیم، فاصله بین دو افق کوچکتر میشود و میتوانیم بار دیگر کشتی را ببینیم. البته از آنجا که دوربین ها نیز محدودیت دارند، در فواصل بیشتر بازهم همانطور که در بالا توضیح دادیم، کشتی ها با ادامه مسیر به تدریج باردیگر از پایین شروع به ناپدید شدن میکنند.

 

در تصویر، خط قرمز افق پرسپکتیو است (پایین تر از افق واقعی). زمانی که کشتی از ناظر فاصله میگیرد، ابعاد آن با فاصله بین دو افق مقایسه می شود. بنابراین افق واقعی به آرامی کشتی را که به سمت افق پرپسکتیو همگرا شده می پوشاند. از آنجا که افق پرسپکتیو پنهان شده، کشتی نیز شروع به پنهان شدن میکند. 

حال به سراغ مورد دوم میرویم.

بیایید وضعیت مقابل را تصور کنیم: یک ناظر به قطب شمال نگاه میکند و یک تایم لپس از رد ستارگان تهیه میکند. بلافاصله میتواند متوجه شود که ستارگان به دور محور قطب شمال میچرخند یا به عبارتی به دور ستاره قطبی (پلاریس). به نظر میرسد که اتفاق مشابهی در قطب جنوب رخ میدهد.

میدانیم که بر فراز زمین تخت یک گنبد وجود دارد که ستارگان در آن قرار دارند. از این رو ستارگان همه با سرعت زاویه ای یکسانی چرخش می کنند و تقریبا بیشتر آنان در ارتفاع یکسانی هستند. یک ناظر در نیمه شمالی ستارگانی را خواهد دید که به دور قطب شمال میچرخند. این ناظر قادر به دیدن ستارگان پایینی گنبد نمی باشد بلکه با توجه به پرسپکتیو (فعلا همین یک پارامتر را در نظر میگیریم) تنها ستارگان بالایی را میبیند.

ستارگان پایینی توسط افق واقعی ناظر مخفی شده اند. افق واقعی از افق پرسپکتیو بالاتر است. از آنجا که ستارگان در فاصله بسیار دوری از ناظر قرار دارند، بسیاری از آنان قابل مشاهده نخواهند بود.

از سوی دیگر، بیایید ناظری را در نیمه جنوبی در نظر بگیریم. بگذارید ناظر را در آمریکا جنوبی قرار دهیم. او بخشی از ستارگان را میبیند که مرتفع ترینشان به دور قطب شمال چرخش میکنند که در افق بسیار پایین به نظر میرسند. (پلاریس تنها تا استوا و کمی فراتر در نقاط جنوبی با توجه به پرسپکتیو قابل مشاهده است). اگر ناظر به سمت جنوب نگاه کند، میتواند ستارگان بسیاری را ببیند که به دور یک قطب جنوب آشکار درحال چرخش هستند. این ستارگان به او نزدیک هستند. ما تصور میکنیم که ناظر در یک بخش جنوبی بسیار دور در دنیا قرار دارد. در حقیقت، این ناظر کل مدار ستارگان را نخواهد دید. او آن ها را تا آنجا که نزدیک او قرار دارند مشاهده خواهد کرد. در هرصورت، با دامه دادن مسیرشان، آن ها به این دوری از ناظر خاتمه میدهند.

در تصویر بالا، میدان بصری فرد در گنبد برجسته شده (قسمت روشن گنبد). مسیر ستارگان پایینی ای که او میبیند بصورت قرمز در تصویر نشان داده شده. با توجه به میدان بصری محدود ناظر، او نمیتواند کل مدار را ببینید بلکه فقط بخش های نزدیک تر را میبیند.

ستارگان پایینی مسیری را در آسمان ناظر طی میکنند که مشابه خورشید است. ستارگان طلوع میکنند، در یک محدوده کوچک از آسمان حرکت کرده و غروب میکنند. مراحل طلوع و غروب بطور کامل با توجه به پرسپکتیو رخ میدهند. وقتی ستارگان دورتر از ناظر قرار دارند، آن ها بر روی نقطه اضمحلال افق پرسپکتیو قرار دارند. سپس آن ها بالاتر میروند و دوباره با توجه به پرسپکتیو ناپدید میشوند. هرکدام از این ستارگان پایینی در آسمان یک منحنی به دور نقطه مرکزی واقع در افق ایجاد میکنند. این نقطه ایده آل می تواند توسط ناظر مانند چیزی شبیه به قطب شمال دیده می شود. تفاوت این است که قطب شمالِ آسمان، واقعی است و می توان به هر ارتفاع، بسته به موقعیت ناظر نگاه کرد. قطب ظاهری جنوب یک نقطه ظاهری است که تنها در سطح افق قابل درک است.

قطب جنوب وجود ندارد و این یک پدیده مرتبط با پرسپکتیو است. در آینده مقالاتی مرتبط با همین موضوع برای کامل تر کردن این موضوع منتشر خواهد شد با تشکر از همراهی شما دوستان عزیز و گرامی.

Share this post

6 comments

اضافه کنید
  1. نمسیس ۱۹ شهریور, ۱۳۹۷ \ب٫ظ\۳۱ ۲۰:۱۹ پاسخ دادن

    با سلام و درود و تشکر بابت زحماتی که میکشید. بنده نظر شما رو نه رد میکنم نه قبول میکنم ولی همواره مطالعه میکنم مطالبتون رو. فقط خواستم یک انتقاد کنم و این که متاسفانه نظر ها رو خیلی دیر تایید میکنید و جواب میدید.

  2. وحید ۱۹ شهریور, ۱۳۹۷ \ب٫ظ\۳۱ ۲۰:۴۴ پاسخ دادن

    سلام
    درود برشما، آیا درست است که بعد از آنتراکتیکا بازهم قاره هایی وجود دارند با دو ستاره درخشان و دو ماه؟! و آیا انتهای اتصال این گنبد آسمان( که البته باز من متوجه این گنبد نشدم که تا چه ارتفاعی از زمین این گنبد وجود داره) به انتهای آنتراکتیکا وصل است یعنی با یک زاویه تقریبی ۴۵ درجه یا نه انتهایی برای این گنبد وجود ندارد؟ آیا انسان (بغیر از سازمان جعلی ناسا!) توانسته از طریق هوایی یا ماهواره ایی از آنطرف آنتراکتیکا فیلم و گزارش تهیه کنه؟! قضیه سنگها و شهابسنگ هایی که به زمین می افتند آیا از کریستال گنبد جدا میشوند یا نه از کریستال گنبد عبور میکنند یا نه از ستارگانی که زیر گنبد وجود دارند جدا میگردند؟ چرا جدا میشوند و اگر زیر گنبد آسمان ستارگانی وجود دارند که در گردشند چرا آنها نمی افتند؟! به مانند خورشید و ماه؟؟

    • حمیدی ۲۰ شهریور, ۱۳۹۷ \ق٫ظ\۳۱ ۰۵:۴۸ پاسخ دادن

      داداش برو این سوالارو از خدا بپرس که اینارو آفریده خخخخ . به مطالب کل سایت دقت کنی میبینی نویسنده سایت فقط چیزهایی که قابل اثبات هستند رو توضیح میده و سعی داره از راه مستقیم منحرف نشه ⁦:)
      البته این نظر من بود با تشکر از مدیر سایت ⁦:-)⁩

  3. Shah. ۲۰ شهریور, ۱۳۹۷ \ق٫ظ\۳۱ ۰۴:۲۰ پاسخ دادن

    سلام و خسته نباشید
    در بحث ناپدید شدن کشتی از قسمت پایین حتی در صورت زوم کردن باید این نکته رو هم مینوشتید که نور در محیط چگال‌تر دچار انحراف میشه. چون جو در قسمتهای پایینی و بخصوص در سطح اقیانوسها و دریاها چگالی بیشتری داره، نور اجسام مانند کشتی، در سطح دریا دچار انحراف و خمیدگی به سمت پایین میشه و لذا دیده نخواهد شد.

  4. Amir ۱ مهر, ۱۳۹۷ \ب٫ظ\۳۰ ۱۹:۴۸ پاسخ دادن

    سلام به شما مدیر سایت
    پایین رفتن کشتیها تنها میتوانند به علت کروی بودن زمین (سطح آب) باشند که عکسهای مربوطه که در این صفحه گذاشته اید، دقیقاً این موضوع را ثابت میکنند. هر انسان عاقلی درک میکند که این قضیه نمیتواند ناشی از امواج آب دریا باشد؛ مگر اینکه ناظر هیچ ارتفاعی از سطح دریا نداشته باشد. لذا بکار بردن عبارت مجعول «پرسپکتیو قدامی» و عباراتی چون «افق پرسپکتیو» و «افق واقعی» نمیتواند چنین مشاهداتی را در زمین تخت توجیه کند. بهتر است از خود بپرسید چرا همواره سطح افقِ به قول خودتان واقعی پایینتر از امتداد افقی قرار دارد و با افزایش ارتفاع ناظر از سطح دریا، افق واقعی پایینتر هم میرود.
    عکس پانورامای مربوط به مسیر گردش ستارگان نیز در نیمه شمالی تهیه شده و قطب جنوب سماوی پایینتر از افق و نه در افق است. اما اگر به نیمه جنوبی و مثلاً به آمریکای جنوبی بروید قطب جنوب سماوی بالاتر از افق قرار میگیرد و قطب شمال سماوی پایینتر از افق. بنابراین اولاً ادعای شما مبنی بر اینکه قطب جنوب سماوی غیر واقعیست و همیشه در افق مشاهده میشود اشتباه است؛ ثانیاً به هیچ طریقی نمیتوان تمایز یا برتری ای بین اصالت قطب شمال سماوی و قطب جنوب سماوی و یا بین نیمه جنوبی و نیمه شمالی زمین قائل شد و ثالثاً این مشاهدات کرویت زمین را ثابت و تخت بودن آن را رد میکنند. چرا که به هیچ وجه نمیتوان گردش ستارگان را حول یک نقطه بالاتر از افق در جهت جنوب برای ساکنین نیمه جنوبی در مدل زمین تخت توجیه نمود.

    • flatearther ۲ مهر, ۱۳۹۷ \ق٫ظ\۳۰ ۱۰:۰۴ پاسخ دادن

      سلام خدمت شما
      تا وقتی با عینک تعصب بر کرویت زمین به همه چیز نگاه کنید، حتی ابر های آسمان هم میتوانند اثباتی برای کرویت زمین باشند! شاید انحراف سقف خانه! اما لطفا این عینک را از چشمانتان بردارید و بی طرف نگاه کنید. چون شما به کرویت زمین باور دارید و تعصب خاصی هم بر روی آن دارید، فکر میکنید تنها عامل پنهان شدن کشتی ها در افق یا هر پدیده دیگری کرویت زمین است درحالی که با آزمایشات مختلفی میتوان نشان داد که چه پدیده های طبیعی و کاملا بدیهی دیگری میتوانند باعث چنین چیزی شوند. مقاله زیر را بخوانید تا بهتر و کامل تر متوجه منظور ما شوید:

      http://flatearthfarsi.com/?p=4476

      برای گردش ستارگان هم پیشنهاد میکنم دو کلیپ زیر را با دقت در یوتیوب ببینید:

      https://www.youtube.com/watch?v=-rVWSP3vzug&t=199s

      https://www.youtube.com/watch?v=_oOvtZW7w5M

      اینها واضح ترین توضیحات هستند. اگر باز هم سر حرف قبلیتان باشید نشان دهنده این است که شما یک فرد متعصب هستید که به جز کرویت زمین، هیچ عاملی را در توضیح پدیده ها دخیل نمیدانید.
      موفق باشید

ارسال نظر جدید