نگاهی نو به فیزیک کلاسیک (فیزیک کوانتومی بی فایده است)

وحدت موج و ذره: یک نگاه جدید به ماهیت واقعی نور

“هرچه بیشتر طبیعت را مشاهده کنید، بیشتر درک می کنید که در همه چیز یک نظم فوق العاده ای وجود دارد. فقط با مشاهده پدیده های طبیعی می توان نتیجه گرفت که خالق وجود دارد.”

_Carlo Rubbia_

بازنگری ماهیت دوگانه نور

حتما شما از فیزیک کوانتومی می دانید که نور طبیعت دوگانه دارد. هم رفتار موج مانند دارد و هم ذره ای. آنها در مدرسه به ما آموختند که نور موجی است که در فضای خالی یا دیگر محیط های فیزیکی منتشر میشود و از ذرات بدون جرم تشکیل شده است که فوتون نامیده می شوند. در اینجا من سعی خواهم کرد برخی از دلایلی را که چرا فیزیکدانان چنین ابهاماتی را قبول میکنند، خلاصه کنم، آن ها معتقدند که ماهیت همه چیز پدیده های الکترومغناطیسی است. به هر حال، من در اینجا می خواهم اولا توجه داشته باشم که نور به صورت جدایی ناپذیری موج-ذره است و به همان نحوی که بیشتر فیزیکدانان ادعا می کنند، رفتار نمی کند. آنها نور را به عنوان یک موج یا یک ذره به طور متناوب توصیف می کنند، مخصوصا زمانی که آن را تحت نظر قرار می دهند و در نتیجه آن را اندازه گیری می کنند. من به  آزمایش دو شکاف اشاره می کنم که بر مبنای توضیح نور به عنوان ذره و موج بود.

امواج و ذرات متحد

یک تیم تحقیقاتی تحت رهبری آلبرتو پروزوو در نوامبر ۲۰۱۲ ثابت کرد که فوتونها همواره به عنوان امواج و ذرات رفتار می کنند. این یک تعبیر واضح از تمام مدل های قبلی است که در آن گفته می شود فوتون یک موج یا یک ذره است.

ماهیت ذره ای نور اولین بار توسط نیوتون تصدیق شد که می تواند برخی از پدیده ها مانند انعکاس، اثر فوتوالکتریک، اثر کامپتون و تولید زوج  را توضیح دهد.

متن از ویکی پدیا:

اثرفوتوالکتریک یک پدیده ی الکترونیک کوانتومی است که الکترون ها از ماده بعد از گرفتن انرژی از تشعشعات الکترومغناطیسی مانند اشعه ی X یا نور مرئی، جدا می شوند. در این مبحث الکترون های جدا شده را می توان به عنوان فوتوالکترون ها مربوط دانست. 

اثر کامپتون یا پراکندگی کامپتون، یک پدیده در فیزیک است. در پدیده کامپتون پرتو ایکس در اثر اندرکنش با ماده انرژی خود را از دست داده و از این‌رو طول موجش افزایش می‌یابد. به عبارت دیگر، پراکندگی کامپتون، پراکندگی ناکشسان یک فوتون توسط یک ذره بادار و معمولاً الکترون است و باعث کاهش انرژی (افزایش طول موج) فوتون (که ممکن است یک پرتو ایکس یا پرتو گاما باشد) می‌شود که به اثر کامپتون مشهور است.

تولید زوج ایجاد یک ذره ابتدایی و ضد ذره آن از یک بوزون خنثی است. نمونه هایی از جمله ایجاد یک الکترون و یک پوزیترون، یک میون و یک آنتی میون یا یک پروتون و یک آنتی پروتون است. تولید زوج به طور خاص به یک فوتون اشاره می کند که یک جفت الکترون-پوزیترون را در نزدیکی یک هسته ایجاد می کند. به منظور تولید زوج، انرژی ورودی تعامل باید بیش از یک آستانه باشد. این برای ایجاد زوج یا حداقل انرژی جرم باقیمانده دو ذره لازم است. در این حالت، وضعیت اجازه می دهد تا انرژی و حرکت حفظ شوند. با این حال همه اعداد کوانتومی حفظ شده (حرکت زاویه ای، بار الکتریکی، تعداد لپتون) ذرات تولید شده باید به صفر برسد. بنابراین ذرات ایجاد شده باید مقادیر متقابل یکدیگر را داشته باشند. به عنوان مثال، اگر یک ذره دارای یک بار الکتریکی از ۱+ باشد، دیگری باید یک بار الکتریکی از ۱- داشته باشد، احتمال توليد جفت ها در تعاملات فوتون با افزايش انرژي فوتون افزايش مي يابد و تقريبا به صورت مجذور عدد اتمي اتم نزديك نيز افزايش مي يابد.

توصیف ذره از نور درست نیست. توصیف برخی از پدیده ها مانند شکست،انکسار یا تداخل تنها با موجی بودن نور قابل توضیح هستند. من در این مقاله می خواهم یک ایده جدید از نور را معرفی کنم، که در ارتباط دقیق با طبیعت ایزوتروپیک و این واقعیت است که زمین بی حرکت است.

انیشتین فضا زمان را جایگزین اتر میکند

ما در این پست (آزمایش مایکلسون مورلی) بطور علمی و دقیق توضیح دادیم که این آزمایش بارها انجام شد اما نتوانست حرکت زمین را اندازه گیری کند. پس از آن اینشتین به این نتیجه رسید که ایده اتر را با نظریه نسبیت خاصش حذف کند. با این حال برای حل این مشکلاتی که در رابطه با گرانش وجود داشت، انیشتین مجبور شد دوباره به ایده فضای خالی دارای خواص فیزیکی روی آورد: فضا-زمان. علاوه بر این، فضا-زمان انیشتین با یک میدان گرانشی تغییر شکل میداد. بنابراین اتر به فضا زمان تبدیل شد که نور از طریق آن حرکت میکند. این فضا در نتیجه به این معنی است که نور از آن به مانند یک موج مکانیکی عبور می کند. فضا زمان دارای خواص کششی و مکانیکی است که موجب حرکت یک موج مکانیکی می شود. چگونه می توانید از این پدیده مطمئن شوید؟

توصیف موجی که روی سطح دریاچه حرکت می کند

ما اکنون طبیعت دوگانه نور را معرفی کردیم. فوتونها ذراتی هستند که در حال حرکت با سرعت نور هستند اما بسته هایی از موج نیز هستند. این طبیعتی عجیب و غریب است که فیزیکدانان تاکنون قادر به توصیف ساده تر از آن نیستند. اما در نظر گرفتن این که چگونه می توان بصورت ساده با اتر این را توضیح داد قابل توجه است. ما گفتیم که اتر یک وسیله مکانیکی برای یک موج الاستیک است، دقیقا مانند هوا و یا آب برای امواج صوتی رفتار می کنند. به علاوه، فکر می کنم مثالی باید زده شود، به عنوان مثال، ضربه زدن شما به آب با یک سنگ و ایجاد موج بر روی سطح.

یک نمونه از موج در حال حرکت روی سطح دریاچه را در نظر بگیرید. دریاچه از آب ساخته شده و آب از مولکول های H2O ساخته شده است. هنگامی که سنگ به سمت آب پرتاب می شود و به آب برخورد میکند، نوساناتی در این ذرات به علت ضربه سنگ به وجود می آید. لرزش یا ضربه تولید شده در آب سبب حرکت (وول خوردن) ذرات میشود. موج شروع به حرکت به صورت افقی میکند در حالی که مولکول با حرکت عمودی حرکت می کند. این پدیده آب دارای طبیعت دوگانه است: ذرات در حال حرکت به صورت عمودی در حالی که موج به طور افقی حرکت می کند. علم ادعا می کند که پرتو نور یک موج از فوتون ها با سرعت نور است. هر فوتون یک ذره است اما یک موج با فرکانس و طول موج خودش نیز است.

محصول بین فرکانس و طول موج سرعت انتشار است:

λ*f=c

 که λ طول موج، f فرکانس و c سرعت نور است. 

فوتون ها مقدار کمی انرژی را متناسب با فرکانس حمل می کنند:

E=f*h

h ثابت پلانک است: 

۳۴-^۱۰*۶.۶

فوتونها واحدهایی هستند که اتر را تشکیل میدهند

اکنون بیایید فكر كنیم كه فوتون ها صرفا پرتوهای نور نیستند، بلکه تک واحد هایی هستند كه اتر را تشکیل می دهند. این ذرات را می توان با تنش تحریک شده توسط پدیده های الکترومغناطیسی یا شیمیایی به ارتعاش در آورد. با حرکت تکانی آنها، موج الکترومغناطیسی به وجود می آید. هنگامی که این موج دارای فرکانس دامنه قابل رویت است، ما می توانیم نور را ببینیم. از سوی دیگر، هنگامی که فرکانس در آن محدوده نیست، ما نمی توانیم آن را درک کنیم. اما این به این معنا نیست که فوتون نور بی اثر است.

بیایید چند نمونه را مثال بزنیم. بسیاری از دانه های بزرگ مانند لوبیا می توانند در تاریکی رشد کنند. چرا؟ زیرا فتوریسپتر های آنها قادر به تشخیص نور فوتون در تاریکی ظاهری هستند. به همین ترتیب، در زمستان گندم ها را در نظر بگیرید. آنها قادر به استفاده از نور در مقابل پوشش برف هستند. ریشه های گیاهی می توانند نور را حتی در زیر زمین شناسایی کنند. نور در همه جا وجود دارد حتی زمانی که برای فوتوریسپتر ها و یا به چشم انسان قابل مشاهده نیست. همه این ها شواهدی از این واقعیت است که فوتون های نور و فوتون های تاریک تنها یک واحد هستند. ما می توانیم اینجا تکرار کنیم که ماتریکس نور سایه است. امواج الکترومغناطیسی، در نتیجه، حرکت اتر است. فوتون ها بخشی از نور هستند اما موج تولید شده طرف دیگر است. آنها ذاتا متصل هستند. حال همه آن چیز که دشوار بود ساده شد.

اتر مثل جامدات رفتار می کند

مشخصه اتر این است که مانند جامدات رفتار می کند. ما در واقع باید در نظر بگیریم که امواج الکترومغناطیسی می توانند طولی یا عرضی باشند.

امواج طولی می توانند توسط جامدات یا مایعات انتقال یابند، اما امواج عرضی را می توان تنها در میانگین ارائه یک مدول برشی ایجاد کرد.(در علم مواد، مدول برشی یا مدول صلبیت به عنوان نسبت تنش برشی به فشار برشی تعریف می شود. ویکی پدیا) ذرات، در واقع، حرکت را با اصطکاک به ذرات نزدیک تر انتقال می دهند. این در یک گاز، جایی که ذرات دور از هم هستند ممکن نیست بلکه فقط در جامدات و مایعات که متراکم هستند ممکن است. ما نتیجه می گیریم که فوتونها بسیار نزدیک به یکدیگر هستند و با پیوند فیزیکی فوق العاده قوی ای متصل هستند که آن ها را مانند یک جامد باهم دیگر نگه میدارد.

اتر از اترون ها ساخته شده است.بنابراین اتر در واقع طبیعت گسسته ای دارد. بودن اترون ها حداقل پیوستگی ای است که آن را تشکیل می دهد.

فیزیک کلاسیک درمقابل فیزیک کوانتوم

در این قسمت از مقاله، من می خواهم در مورد چگونگی سعی فیزیک کوانتومی در توضیح گسترده و کامل پدیده های نور صحبت کنم. فیزیک کلاسیک بیان می کند که ذرات ذرات و امواج امواج هستند و این دو هرگز نباید ترکیب شوند. ذرات را می توان با جرم m و انرژی E آنها توضیح داد. امواج را می توان با دامنه A و با افزودن عامل موج توصیف کرد. این برای یک موج مکانیکی عرضی که در آب و یا به هر وسیله دیگر پخش می شود نیز یکسان است.

اما واقعیت توصیف شده توسط فیزیک کوانتومی متفاوت است: ذرات بصورت امواج رفتار می کنند و بالعکس. این ایده اساسی ای است که از همان ابتدای فیزیک کوانتومی وجود داشت.

نیوتون درمقابل هویگنس

نخستین کسی که ادعا کرد نور یک ذره است، نیوتن بود. از سوی دیگر، هویگنس، نور را موجی میدانست. یکی از بزرگترین ایده های مکانیک کوانتومی، کوانتیزه نور است، به عنوان مثال، برای اندازه گیری مقادیر به صورت گسسته.

اترون ها: فعالیتشان

من اشاره کرده بودم که اتر توسط اترونهایی تشکیل شده است که بی حرکت هستند.در همان لحظه ای که یک ارتعاش تعدادی از اترون ها را حرکت می دهد، آنها شروع به ایجاد یک موج می کنند. علاوه بر این، اگر لرزش دارای یک فرکانس در میدان دید باشد، آنها روشن می شوند. این موج به عنوان یک نهاد مکانیکی، بدون حمل جرم و یا اترون ها منتشر می شود. آنها فقط در موقعیت خود بصورت طولی و عرضی ارتعاش می کنند.

یک نگاه جدید به ذرات و پدیده های موج

بیایید سعی کنیم و ببینیم آیا براساس این دیدگاه جدید، امکان توضیح جدیدی وجود دارد یا خیر. من سعی خواهم کرد به روش جدیدی از پدیده های مختلفی که تفسیر ذره ای و مبانی تفسیر موج را پایه گذاری می کنند، توضیح دهم. 

بازتاب، انکسار، تداخل با نظریه موج قابل توضیح است. در این موارد، نور کاملا به صورت یک موج رفتار می کند. این به راحتی در نظریه اتر ما بر اساس انتشار ساده موج قابل تفسیر است. موج در اتر منتشر می شود و هنگام مواجه شدن با یک مانع، دچار انعکاس،انکسار یا تداخل با موج دیگر میشود.

توضیح دادن پدیده ای که نور در آن مانند یک ذره رفتار میکند کمی دشوار است. پدیده هایی مانند اثر فوتوالکتریک، اثر کامپتون و تولید زوج دیراک. چگونه می توان این اثرات را توضیح داد؟ این ها به سادگی برخورد ذرات هستند. اترون احتمالا هیچ جرمی ندارد، اما دارای یک حرکت است که باید در برخورد با یک الکترون به عنوان یک ثابت در نظر گرفته شود.

اثر فوتوالکتریک

از ویکی پدیا: اثر فوتوالکتریک (به انگلیسیPhotoelectric effect) پدیده‌ای است الکتروکوانتومی که در آن الکترون، بعد از جذب انرژی یک پرتوی الکترومغناطیسی مانندپرتوی ایکس یا انوار مرئی، از ماده گسیل می‌شود.

با توجه به نظریه الکترومغناطیسی کلاسیک، این اثر می تواند به انتقال انرژی از نور به الکترون نسبت داده شود. از این منظر، تغییر در شدت نور سبب ایجاد تغییرات در انرژی جنبشی الکترونهای منتشر شده از فلز می شود. علاوه بر این، با توجه به این نظریه، از یک نور به مقدار کافی کم، انتظار میرود که یک تاخیر زمانی را بین درخشش اولیه و انتشار بعدی الکترون نشان دهد. با این حال، نتایج تجربی با هیچ یک از دو پیش بینی ساخته شده توسط نظریه کلاسیک ارتباط نداشت.

بسته های موج گسسته

در عوض، هنگامی که این فوتون ها به یک فرکانس آستانه (انرژی) برسند یا فراتر روند، الکترون ها تنها توسط جذب فوتون ها تخریب می شوند. در زیر این آستانه، بدون توجه به شدت نور و یا مدت زمان قرار گرفتن در معرض نور، الکترون از ماده خارج نمی شود. به ندرت، یک الکترون با جذب دو یا چند کوانتا فرار میکند. با این حال، این بسیار نادر است، زیرا تا آن زمان به اندازه کافی کوانتا برای فرار جذب میکند و الکترون احتمالا بقیه کوانتا را منتشر می کند. آلبرت انیشتین برای اینکه این واقعیت را بپذیرد که نور میتواند الکترونها را پس بزند حتی اگر شدت آن کم باشد، فرضیه جدیدی را امتحان کرد. او پیشنهاد کرد که یک پرتو نور، یک موج درحال انتشار از طریق فضا نیست بلکه مجموعه ای از بسته های موج گسسته (فوتون) است که هر کدام با انرژی hν هستند. این مسئله در مورد کشف گذشته ماکس پلانک رابطه پلانک (E = hν) را به تصویر می کشد.

اترون ها: معرفی یک توضیح متفاوت

چگونه می توان این اثر را به روش دیگری با توجه به نظریه جدید اتر توضیح داد؟ یک موج نور به سمت سطح فلزی حرکت می کند. در حالی که در حرکت است، آن را در لرزش اترون های اطراف قرار می دهد. هنگامی که یک اترون، در نزدیکی نزدیکترین سطح فلز، شروع به ارتعاش می کند، به یک الکترون آزاد بر روی سطح ضربه میزند. اگر اترون انرژی کافی از موج داشته باشد (E = h * f)، می تواند انرژی کوانتومی را که نیاز به آزاد کردن الکترون دارد به الکترون منتقل کند. اگر فرکانس کم باشد، انرژی برای انتقال الکترون به اندازه کافی نیست، اما مهم نیست که شدت نور چه قدر باشد. در نتیجه، در این مورد نیز نمیتوانیم بگوییم که نور مانند یک ذره رفتار میکند. نور مثل همیشه رفتار می کند، اما این پدیده به سادگی برخورد یک اترون با یک الکترون است.

اثر کامپتون

بیایید سعی کنیم اثر کامپتون را توضیح دهیم. این یکی دیگر از بسیاری از پدیده های ذکر شده به نظر می رسد که باید به گونه ای شبیه به آنچه که برای اثر فوتوالکتریک دنبال می شود توضیح داده شود.

در این تصویر، که من از ویکی پدیا گرفته ام، می توانید چیزی جالب را ببینید. این انتشار یک اشعه ایکس (به اصطلاح فوتون) با سرعت نور است

آنها در تصویر به عنوان یک موج طولی آبی نشان داده می شوند و یک الکترون را می گیرند. الکترون با زاویه پراکندگی مشتق شده با حفظ محرک کل حرکت می کند. در نتیجه، به اصطلاح “فوتون” با انرژی کمتر پراکنده شده است. بخشی از انرژی به الکترون منتقل می شود و بنابراین این به معنی فرکانس جزئی است. در حقیقت، “فوتون” (در چارچوب مفهومی جدید من می گویم “اترون”)، در تصویر با یک موج قرمز نشان داده شده است. این نشان دهنده تابش با طول موج بزرگتر و انرژی کمتر (E = h * f) است.

 این وضعیت واقعی است: موج آبی، و نه ذرات، به سمت الکترون حرکت می کند. موج یک انرژی بالا است و در طی حرکت آن همه اترونها را دچار لرزش میکند. وقتی موج به برخورد با الکترون برسد، نزدیک ترین اترون شروع به ارتعاش می کند. و در نتیجه، با انرژی حمل شده توسط موج به الکترون برخورد میکند.

فیزیک کوانتومی برچیده شد

الکترون با یک زاویه حرکت می کند که می تواند با حفظ محرک و انرژی کل محاسبه شود. این موج بخشی از انرژی را از دست می دهد (به الکترون داده می شود) و بنابراین به فرکانس قرمز تبدیل می شود. بنابراین تأثیر ضربه بین ذرات است، در حالی که پراکندگی موج را مشخص می کند. در واقع فیزیک کلاسیک به تنهایی قادر به توضیح همه چیز است. و این کاملا تعجب آور است!

تولید زوج

تولید زوج ایجاد یک ذره ابتدایی و ضد ذره آن از یک بوزون خنثی است. نمونه هایی از جمله ایجاد یک الکترون و یک پوزیترون، یک میون و یک آنتی میون یا یک پروتون و یک آنتی پروتون است. تولید زوج به طور خاص به یک فوتون اشاره می کند که یک جفت الکترون-پوزیترون را در نزدیکی یک هسته ایجاد می کند. به منظور تولید زوج، انرژی ورودی تعامل باید بیش از یک آستانه باشد. این برای ایجاد زوج یا حداقل انرژی جرم باقیمانده دو ذره لازم است. در این حالت، وضعیت اجازه می دهد تا انرژی و حرکت حفظ شوند. با این حال همه اعداد کوانتومی حفظ شده (حرکت زاویه ای، بار الکتریکی، تعداد لپتون) ذرات تولید شده باید به صفر برسد. بنابراین ذرات ایجاد شده باید مقادیر متقابل یکدیگر را داشته باشند. به عنوان مثال، اگر یک ذره دارای یک بار الکتریکی از ۱+ باشد، دیگری باید یک بار الکتریکی از ۱- داشته باشد، احتمال توليد جفت ها در تعاملات فوتون با افزايش انرژي فوتون افزايش مي يابد و تقريبا به صورت مجذور عدد اتمي اتم نزديك نيز افزايش مي يابد.

نمودار نشان دهنده روند تولید زوج الکترون-پوزیترون

 

برای فوتون با انرژی فوتون بالا (مقیاس MeV و بالاتر)، تولید روج حالت متداول تعامل فوتون با ماده است. این تعاملات برای اولین بار در اتاق ابر پاتریک بلکیت مشاهده شد که منجر به جایزه نوبل فیزیک ۱۹۴۸ شد. اگر فوتون نزدیک یک هسته اتمی باشد، انرژی یک فوتون را می توان به جفت الکترون-پوزیترون تبدیل کرد:

+γ → e- + e

 

انرژی فوتون به جرم ذره مطابق معادله اینشتین تبدیل می شود، E = mc2؛ که E انرژی، m جرم و c سرعت نور است. فوتون باید انرژی بالاتری نسبت به مجموع انرژی های باقی مانده ی یک الکترون و پوزیترون (۲ × ۰.۵۱۱ MeV = 1.022 MeV) برای تولید داشته باشد. فوتون باید در نزدیکی یک هسته باشد تا بتواند حفظ حرکت را برآورده کند؛ چرا که زوج الکترون-پوزیترون تولید شده در فضای آزاد نمی تواند برای محافظت از انرژی و شتاب برآورده شود. به همین دلیل، زمانی که تولید زوج اتفاق می افتد، هسته اتمی برخی به حالت قبل باز میگردد.معکوس این فرایند انهدام الکترون-پوزیترون است.

در این حالت یک پرتو گاما که دارای انرژی بسیار بالایی است و یک هسته را تحت تأثیر قرار می دهد، می تواند رفتاری مانند بی نظمی داشته باشد، یعنی مقدار کل انرژی صرفه جویی نمیشود، بلکه ذرات را با جرم ایجاد می کند که الکترون ها و پوزیترون ها یا پروتون ها و آنتی پروتون ها با یک سطح بالاتری از انرژی یا نوترون ها و آنتی نوترون ها. بنابراین اثر اترون می تواند ماده را مانند معادله انیشتین E = mc2 همانطور که پیش بینی شده مطرح کند. (اثر چرنکوف)

نتیجه گیری

فیزیک کوانتومی به وجود آمد زیرا فیزیکدانان مجبور بودند راهی برای توضیح این واقعیت پیدا کنند که تابش انرژی در یک روش گسسته و کوانتیزه گسیل می کند. آنها مجبور شدند تصور کنند که نور موجی است که در برخی موقعیتها مثل یک ذره رفتار میکند. این مشکل ناشی از ایده انیشتین برای حذف اتر از علم به عنوان یک نتیجه نسبیت خاص است. با این حال، من در اینجا روشن می کنم که کل مشکل را می توان با بازنویسی اتر حل کرد. ذرات اتر، اترون ها، ذرات پذیرنده نور هستند. موجی که از طریق اتر به علت نوسان اترها منتقل می شود، موجی از نور است. این یک تفسیر کاملا کلاسیک از طبیعت پدیده الکترومغناطیسی است. درواقع هیچ نیازی به حذف اتر نبود. امیدوارم که در آینده بتوانم توضیحات بهتر و شفاف تری ارائه دهم. با تشکر از همراهی شما عزیزان 🙂

Share this post

5 comments

اضافه کنید
  1. میلاد ۲۱ بهمن, ۱۳۹۶ \ب٫ظ\۳۰ ۲۰:۵۷ پاسخ دادن

    سلام و خسته نباشید
    تشکر میکنم از شما عزیزان بابت مطالب ارزشمندی که نشر می دید . مدت کوتاهیه که با سایت شما و واقعیات هستی آشنا شدم و به سادگی و با جون و دل بهشون ایمان آوردم . چون جواب بیشتر سوالاتی که از کودکی در ذهنم بود و نا همخوانی جوابایی که علم جدید بهشون میداد همیشه سرخوردم میکرد . ولی حقایقی که شما در حال بازگو کردنشان هستید به سادگی و به راحتی قابل لمس و درک هستن . بابت همه چیز از شما و تمام دوستان دست اندرکارتون تشکر میکنم و واستون آرزوی موفقیت و پیروزی می کنم .

  2. حمید ۱ اسفند, ۱۳۹۶ \ق٫ظ\۳۰ ۰۷:۱۷ پاسخ دادن

    سلام
    پس قضیه این اکتشافات جدید در حوزه کوانتوم چیست؟
    کامپوتر های کوانتومی که با علم کوانتوم کار میکنند
    با انتقال پیام بدون جابجایی هیچ چیزی یا ناسا ای ام درایو؟
    برای همیچکدام از اینها فیزیک کلاسیک نوضیحی ندارد

    • flatearther ۱ اسفند, ۱۳۹۶ \ب٫ظ\۳۰ ۱۵:۳۸ پاسخ دادن

      سلام خدمت شما
      درواقع اگر کمی تحقیق کنید متوجه خواهید شد که کامپیوتر های کوانتومی فرق چندانی با سایر کامپیوتر ها و یارانه ها ندارند. آن ها فقط بر اساس یکسری معادلات کار میکنند و سرعت پردازش سریع تری دارند اما اکثر باور هایی که درباره آن ها وجود دارد اشتباه است. درواقع یک آن ها هنوز بطور رسمی در همه جا موجود نیستند و یک سیستم نو ظهور هستند.
      همین که ما به اتر باز گشتیم نیازی به کوانتوم و فیزیک مدرن نداریم.
      موفق باشید

      • حمید ۱ اسفند, ۱۳۹۶ \ب٫ظ\۳۰ ۲۰:۱۶ پاسخ دادن

        بله بر اساس معادلاتی که فیزیک کلاسیک رو نقض میکنه
        فیزیک کلاسیک هیچ حرفی در برابر سوپر پوزیشن نداره و از نظر فیزیک کلاسیک نمیشه یک ذره هم زمان مقادیر صفر و یک رو داشته باشه
        الان پردازنده هایی با قدرت ۵۰ و ۴۹ کیوبیت موجود هست
        و اینکه از نظر فیزیک کلاسیک و اتر چطور انتقال داده بدون جابجایی ممکنه یا ای ام درایو چطور کار میکنه؟

        • flatearther ۳ اسفند, ۱۳۹۶ \ق٫ظ\۳۰ ۰۶:۳۸ پاسخ دادن

          سلام خدمت شما
          همه چیز با اتر قابل بازنویسی است منتها متخصصانش به دنبالش نمیروند. زمانی که اتر کنار گذاشته شد، میتوانست پدیده های نوری، صورتی و انواع مختلف پدید های دیگر را توضیح دهد اما با حذف اتر مجبور به سرهم کردن موارد دیگر شدند.
          ای ام درایو یک سیستم تخیلی است.
          موفق باشید

ارسال نظر جدید