بررسی تخصصی آزمایش مایکلسون-مورلی

از نظرات و توضیحات تسلا، ماکسول و بسیاری دیگر همه ما متوجه شده ایم که نور از طریق محیطی به نام اتر حرکت می کند. موجی که نیاز به یک محیط متراکم برای انتشار دارد، “الاستیک” یا “مکانیک” نامیده می شود، زیرا از طریق یک محیط الاستیک یا مکانیکی حرکت می کند. در آینده برخی از آزمایشات انجام شده توسط دانشمندان که بر روی نورانجام شده را توضیح خواهیم داد.همه آنها ثابت می کنند که زمین حرکت نمی کند. برای درک آنها باید بیشتر درباره رفتار امواج بدانید. آزمایشاتی که می خواهیم در نظر بگیرم و در آینده درمورد آن ها توضیحات کامل را بدهیم عبارتند از:

آزمایش مایکلسون-مورلی

آزمایش مایکلسون-گیل

آزمایش سایناک

آزمایشی ایری

بخش عمده ای از این آزمایشات تداخل نور است. در این مقاله، آزمایش مایکلسون مورلی را بررسی خواهیم کرد. من آن را توضیح خواهم داد و خواهیم دید که چگونه زمانی که زمین را غیرقابل حرکت در نظر بگیریم، فرمول های پشت این آزمایش را می توان به شیوه ای بسیار ساده توضیح داد.

تداخل، زمانی اتفاق می افتد که نتیجه دو موج موجب تشکیل یک موج  می شود که می تواند یک دامنه بزرگتر(یا بیشتر)، کمتر(یا پایین تر) و یا یکسان داشته باشد.

یک موج که در امتداد محور x حرکت می کند، توسط یک عبارت بیان می شود که معادله موج را بدست می آورد (معادله D’Alembert):

f تابع موج، v سرعت موج و t زمان است

یک راه حل ممکن از معادله موج،موج هارمونیک شرح داده شده توسط معادله زیر است:

در اینجا A دامنه موج، k فاکتور موج، w پالس و φ۰ فاز اولیه است.

بگذارید ۲ موج را در نظر بگیریم و آنها را جمع کنیم (تداخل): f = f1 + f2

تداخل زمانی سودمند است که:  

در این مورد دامنه این است: 

 

تداخل زمانی مخرب است که: 

 

در این مورد دامنه این است: 

با استفاده از ابزارهای خاص (به عنوان مثال آینه های فرنل)، می توان تداخل بین دو موج منسجم را که حاوی حاشیه هایی هستند که در ناحیه های روشنایی متناوب با ناحیه های مبهم ظاهر می شوند، تجسم کرد.

ابزار نمایش داده شده در تصویر، تداخل سنج مایکلسون است. یک پرتو نور که از منبع S خارج می شود، در آینه متحرک M1 منعکس شده و به آینه ثابت M2 منتقل می شود. اشعه نور برگشتی از M1 و M2 ابتدا با شکافنده پرتو برخورد کرده و سپس بر روی آشکارساز می افتد که بر روی لنز شکافنده فوکوس است.

آشکارساز دو پرتو منسجم از نور را دریافت می کند که از منبع یکسانی منتقل می شوند.(منسجم بدان معنی است که این اشعه ها فاز مشابهی دارند).این اشعه ها،بسته به مسیر نوری که از فاصله های AM1 و AM2 می آید یکی از M1 و دیگری از M2،با یکدیگر تداخل،همدیگر را تقویت و یا تضعیف میکنند.

با تغییر فاصله مناسب AM1،ممکن است تداخل با حداکثر یا حداقل شدت در O (آشکارساز) تولید شود.با تغییر فاصله AM1 از λ / ۴ (که λ طول موج پرتو تابشی نور است) شما می توانید از حداقل تا حداکثر عبور کنید.یک لنز جبران کننده دقیقا برای تولید مسیر نوری یکسان در دو پرتو استفاده می شود.

آزمایش مایکلسون مورلی

در سال ۱۸۸۱ مایکلسون و مورلی آزمایشی را انجام دادند تا ببینند آیا به همان شیوه که صوت نیاز به یک محیط الاستیسیته (مانند هوا یا آب) برای انتشار دارد، به همین ترتیب، نور نیز برای پخش شدن به یک محیط مکانیکی نیاز دارد یا خیر؟ محیطی به نام اتر.

اتر باید در فضای بین زمین و ستارگان قرار داشته باشد تا نور از ستارگان به زمین برسد. این بدان معنی است که فضا خالی نیست: خلاء فقط خلاء هوا است، اما خلاء مطلق نیست.

c را سرعت نور در اتر در نظر بگیرید.هنگامی که شما به سمت پرتو نور داخل یک اتر ثابت با سرعت V حرکت می کنید، باید سرعت کل نور را C + V اندازه گیری کنید، اما هنگامی که شما در خلاف مسیر پرتو نور حرکت کنید، باید c-v را اندازه گیری کنید. این توضیحات مربوط به نسبیت گالیله است.

مایکلسون و مورلی فکر کردند که این اصل را می توان برای بررسی اینکه آیا اتر وجود دارد یا نه، استفاده کرد.آنها فکر کردند که می توان از تداخل سنج برای ارزیابی تغییرات حاشیه تداخل مطابق سرعت زمین(یا به علت حرکت زمین) استفاده کرد. ایده آنها این بود: زمانی که شما یک شاخه از تداخل سنج را در جهت سرعت زمین قرار دادید (v) و شاخه دیگر عمود بر اولی، یک طرح دقیق از حاشیه های تداخل به دست می آورید.

سپس، با چرخاندن ۹۰ درجه تداخل سنج ، می توانید دو شاخه تداخل سنج را معکوس (یا متوقف) کنید. از آنجا که مسیر نوری نیز تغییر می کند، حاشیه ها باید تغییر کنند. بیایید محاسبات را ببینیم. دو شاخه  تداخل سنج AM1 و AM2 طول یکسان دارند.

شاخه AM2 در جهت حرکت لابراتور و نسبت به اتر کیهانی چرخانده شده است. وقتی که ما اتر را بدون حرکت، ثابت نسبت به ستارگان در نظر میگیریم، جهت و ماهیت سرعت زمین (v) باید بسته به ساعتی از روز و روزی از سال باشد. برای قانون S = vxt از حرکت یکنواخت بر روی خط راست، پرتو نور که از A به M2 برسد زمان  (t=l/(c-v را صرف میکند. برای بازگشت از M2 به A یک زمان (t = l / (c + v طول می کشد.

کل زمان برای شاخه AM2 عبارت است از:

زمان t1 از شاخه دیگر (AM1) مقدار دیگری دارد. برای این مورد ما باید به یاد داشته باشیم که زمین در طول زمان t1 حرکت می کند. بنابراین مسیر کل پرتو به صورت مثلثی است.

در حالی که پرتو نور از A به M1 حرکت می کند، آینه A در جهت سرعت زمین حرکت می کند. این فاصله AA ‘را می توان با در نظر گرفتن سرعت v و زمان t1 مورد نیاز برای نور به منظور رسیدن به M1 و بازگشت به A’ محاسبه کرد.

بنابراین ما داریم: AA’=vt1

به این ترتیب اشعه نور در فاصله AM1A’=۲AM1 با سرعت c حرکت میکند. زمان مورد نیاز به معادله زیر خواهد بود:

نتیجه نیز خواهد شد:

این دو پرتو منسجم در نقطه O به شیوه ای که به t1 و t2 بستگی دارد،منطبق میشوند.سپس، هنگامی که شما تداخل سنج را به منظور دسترسی شاخه AM1 در جهت سرعت لابراتور در رابطه با اتر می چرخانید،t1 و t2 تغییر می کند، بنابراین باید در دو پرتو، در O در نتیجه تغییرات حاشیه تداخل تفاوت فاز وجود داشته باشد. هر بار که این آزمایش تکرار شد، در ساعت های مختلف روز و در روزهای مختلف سال، همواره نتایج مشابهی به دست آورد: هیچ تغییری در حاشیه ها وجود نداشت.

بدیهی است، زمانی که فیزیکدانان تلاش کردند این نتیجه را توضیح دهند، هیچکس فرض نکرد که زمین بی حرکت باشد.بنابراین انیشتین این مسئله را با بیانیه معروفش که او بعدا تئوری نسبیتش را بر اساس آن ساخت، حل کرد: نور با سرعت برابر c در تمامی جهات و در تمامی سیستم های مرجع مختلف حرکت می کند. اما ماجرا در همینجا تمام نمیشود چرا که نسبیت انیشتین نیز دارای اشکالات فراوانی است.

بسیاری از محققان ثابت کرده اند که نسبیت انیشتین اشتباه است و در اینجا می خواهم یک سایت جالب در این مورد را معرفی کنم:

Earthmatrix.com

همچنین در مقالات پیشین سایت ما نیز توضیحاتی کامل در نقض نسبیت وجود دارد که میتواند برای خواندن توضیحات اینجا را کلیک کنید

درست است که نور بر روی یک خط مستقیم از طریق هوا با سرعت ۲۹۹۷۰۰Km / s حرکت می کند (۲۹۹۷۹۲،۴۵۸ کیلومتر بر ثانیه در خلاء)، اما ذرات نور بر روی امواج تک رنگ در عین حال بصورت یک موج سینوسی حرکت میکنند،به این ترتیب در طول یک واحد مساوی از زمان یک مسیر دیگر را پوشش می دهد.از آنجائیکه ذرات ماده به طور قطع قادر به حرکت با چنین سرعتی هستند، تنها توضیح ممکن برای آزمایش مایکلسون مورلی این است که زمین حرکت نمی کند.

در این مورد v = 0  شما متوجه خواهید شد که t1 و t2 برابر می شوند: t1 = t2 = l / c (هیچ تغییری در حاشیه تداخل وجود ندارد) این ایده اصلی است: اگر زمین را ثابت و بدون حرکت در نظر بگیریم،فرمول های پشت این آزمایش بصورت فوق العاده ای ساده میشوند.

خب در اینجا هم شواهد شگفت آور دیگری وجود دارد که زمین حرکت نمی کند:

تصویر از Earthmatrix.com گرفته شده است.

منتظر مقالات بعدی باشید…

Share this post

14 comments

اضافه کنید
  1. آرش ۹ تیر, ۱۳۹۶ \ب٫ظ\۳۱ ۱۲:۱۶ پاسخ دادن

    با سلام
    یه سوال داشتم چرا موقعی که با هواپیما مثلاً از تهران به زاهدان پرواز می کنیم یک ساعت و نیم طول می کشد اما همین مسیر از زاهدان تا تهران یک ساعت و ده دقیقه طول می کشد در توضیح این مسئله به حرکت در مسیر چرخش زمین و حرکت در جهت خلاف حرکت زمین اشاره می کنند. آیا این مطلب درست است یا توضیح دیگری وجود دارد؟ ممنون

  2. جعفر عربگری ۹ تیر, ۱۳۹۶ \ب٫ظ\۳۱ ۱۳:۱۶ پاسخ دادن

    با سلام
    قبلا در مورد اینکه این آزمایش به هیچ وجه در رده آزمایشهای علمی رده بندی نشده و هیچ اعتبار علمی نداره مطلب داده ام و نمیدونم شما چرا اینها رو دستاویز قرار میدین؟
    یه قهرمان کشتی برای اثبات قدرت خودش نمیره به شیرخوارگاه و یکی از اونارو انتخاب کنه و مدام بگه من اینو بارها شکست داده ام!
    اگه فیلمی ۰.۰۱ ثانیه ای از مسابقه موتور سیکلت و هواپیما در اختیارتون باشه هرگز نخواهید تونست سرعت اونارو باهم مقایسه کنید.
    مقایسه سرعت اونا به مسافتی چندین کیلومتری نیاز داره.
    شما نمی تونید فاصله تهران تا تبریزو با میله ای به اندازه یک میلیمتر بسنجید.
    شما نمی تونید فاصله بین پیکسلهای مانیتور رو با خط کشی به درازای ۱۰ متر بسنجید.
    و…
    اینارو مثال آوردم که متوجه کنم برای اندازه گیری هر کمیتی واحد مناسب اونو باید انتخاب کرد
    سرعت نورو نمیشه در آزمایشگاه بدست آورد
    در واقع اگه بشه آب اقیانوسو با قاشق سنجید سرعت نور هم در آزمایشگاه مثلا ۱۰۰ متری هم میسر خواهد شد.
    خطای کار به قدری گسترده میشه که در عمل هیچ و هیچ و هیچ نتیجه ای نباید گرفت
    سنجس سرعت نور به فاصله ای در حد زمین تا ماه یا قطر گردش ماه یا زمین و امثالهم میسره

    از همون موقع انجام این آزمایش، جز مضحکه چیزی جواب اون نبوده است
    اگه آزمایشهایی که من میدونم شما میدونستید الآن کافر به خدا میشدید
    ازمایشهای گمراه کننده
    مثالی قبلا براتون زده ام همون مگس که یکی مگسی گرفت و گذاشت روی میز و دستاشو به هم کوبید و گفت مگس بپر، مگس هم پرید
    بعد مگسی گرفت و بالهاشو کند و گذاشت روی میزو دست زد و گفت، مگس بپر، ولی مگس نپرید، و نتیجه گرفت که گوشهای مگس در بالهاش قرار دارن؟!؟!؟!

    ببینید این دو آزمایش عین هم هستند
    بزرگترین تهدید آزمایشها خطای ابزار، روایی و پایداری اوناست
    روایی یعنی واقعا آزمایش اون چیزی که می خوای رو اندازه میگیره؟
    پایداری یعنی آیا آزمایش به تعداد نا محدود قابل تکرار و نتیجه گیری یکسان هست؟
    خطا هم که قبلا گفتم.

    خودتان را با اینا گول نزنید به چشمان خود اعتماد کنید که دوردستها رو خمیده و کوهها رو به زیر انحنا نشون میده
    به چشمان خود اعتنا کنید که ستارگان جنوب به دور ستاره قطب جنوب و شمال به دور ستاره قطبی شمال می چرخند
    به عقل خود اعتماد کنید که دانش رو رو به پیشرفت نشون میده پس اگه ما کامپیوترو اختراع کردیم نباید از تخیلات عصر حجر پیروی کنیم
    به چشمان خود اعتماد کنید که با دور شدن خورشید و ماه، اونارو بصورت تیغه نمیبینه
    به عقل خود اعتماد کنید که وقتی عکس حرکات ستارگان در استوا رو میگیره نشون میده قطب شمال با جنوب کاملا قرینه اند
    به عقل خود اعتماد کنید که دو شرق و دو غرب قرآنی فقط ویژگی یک زمین کروی است و بدون هیچ غرب و بدون هیچ شرق از ویژگی زمین تخته.

    • flatearther ۹ تیر, ۱۳۹۶ \ب٫ظ\۳۱ ۱۵:۱۹ پاسخ دادن

      با سلام خدمت شما جناب عربگری
      اول از متنی که نوشتید تشکر میکنم
      تا جایی درست فرمودید. هدف اصلی ما از بررسی و اشاره به این آزمایشات این است که حرکت زمین توسط آزمایشات تجربی و علمی قابل شناسایی و اثبات نیست و این حرف از سوی فیزیک دانان مشهور بسیاری مورد تایید قرار گرفته است. همانطور که شما مبنای اثبات یک نظریه را روش های علمی میدانید ما هم به همین شکل به نظریات و فرضیات مختلف نگاه میکنیم. آزمایشات مایکلسون مورلی یکی از سرنوشت ساز ترین و مهم ترین آزمایشات در تاریخ فیزیک بوده که برای همیشه مسیر علم را تغییر داده است چرا که باعث شد علم بر سر یک دوراهی قرار گرفته و بین ۱- زمین ثابت ۲- اتر وجود ندارد، یکی را انتخاب کند و علم نبود اتر را انتخاب کرد. استفین هاوکینگ در کتاب طرح بزرگ در صفحات ۴۱-۴۲ در یک متن طولانی درباره تفکر مردم و رابطه آن با زمین مرکزی و خورشید مرکزی حرف میزند و اشاره میکند که چون معادلات ما با حرکت زمین و ثابت بودن خورشید شکل ساده تری دارد و مانند مدل بطلمیوسی پیچیده نیست و معادلات سنگینی ندارد، آن را مورد استفاده قرار داده ایم. این یک اعتراف بزرگ و در عین حال جالب است و پاسخ به این پرسش است که چرا علم در دوراهی تاریخی و سرنوشت ساز خود زمین درحال حرکت را انتخاب کرد و اتر را (با سال ها سابقه مطالعات علمی دانشمندان مانند ماکسول) دور ریختند. حال ما به این آزمایش اشاره کردیم و به آزمایشات بعدی نیز اشاره میکنیم که نتوانست به روشی که فیزیک دانان می پسندند حرکت زمین را اندازه گیری کند. تمامی فیزیک دانان موافق این آزمایش هستند اما برای نتیجه آن پاسخی ندارند. درباره کرویت زمین بگویم که بله ظاهرا دلایلی وجود دارد اما اگر کمی با دقت به اطراف نگاه کنیم، در می یابیم که نمیشود همانطور که گفتید از روی زمین خمیدگی افق را تشخیص داد زیرا در مدل کروی، وقتی شما بر روی سطح زمین قرار دارید افق در سطح چشم شما قرار دارد. ان شالله اگر فرصتی شد و توانستم مقالات جدید و کاملی در این مورد مینویسم و با هم این موارد را بررسی میکنیم. ما میتوانیم یک آزمایش ساده درباره ستارگان جنوب و شمال انجام دهیم و آن آزمایش تغییر جهت و زاویه دوربین نسبت به آسمان است.
      اگر شما این را قبول داشته باشید، خواهید دید که با تغییر زاویه تصویربرداری از آسمان، جهت چرخش آسمان تغییر میکند. ما میتوانیم حرکت ستارگان را با چشمانمان ببینیم. اگر کمی با دید بهتر به این موضوع نگاه کنید در می یابید که ستاره قطبی شمال همیشه بر فراز قطب شمال بوده و تغییر مکان نداده است. دنباله دار هالی همیشه در طی یک دوره ۷۰ ساله قابل مشاهده میشود که اینها نشان از نظم بی نظیر جهان دارند. بهرحال ما دنبال حقیقت هستیم شما هم همینطور.
      امیدوارم هرکجا که هستیم جز به حقیقت به چیزی دیگری فکر نکرده و به دنبال کشف حقیقت با استفاده از روش های علمی باشیم. موفق و سربلند باشید
      روزتان خوش

  3. جعفر عربگری ۹ تیر, ۱۳۹۶ \ب٫ظ\۳۱ ۱۹:۲۶ پاسخ دادن

    ببینید وقتی برای توجیه علت متفاوت بودن چرخش ستارگان در دو قطب شمال و جنوب، متوسل به توجیه ” تغییر جهت دوربین” میشید این نشون میده که کرویت زمینو پذیرفتید و این نشون میده که از پذیرش منطق عقلی نمیشه فرار کرد
    آخه بحث ربطی به دوربین نداره، در مورد حرکت خورشید و ماه چی میگید؟ یعنی در قطب شمال بایستید و حرکت خورشیدو ببینید سپس یه روز هم در قطب جنوب بایستید و خورشیدو ببینید
    آیا زاویه در اینجا دخلی داره؟
    نه
    در هر دو حال دو جهت مختلف داریم. یعنی زمین کره است
    (البته لوله هم نیست چون در مدل لوله، دور تا دور مان یک دایره نخواهیم دید بلکه یک مستطیل دراز خواهیم دید!)
    چنانکه شما هرگز نگفتید که نه اختلاف جهت چرخش ستارگان شمالی با جنوبی رو قبول ندارید بلکه قبول کردید که براش یه توجیه اشتباه هم آوردید.
    میدونیم که چرخ دوچرخه هنگام جلو رفتن، وقتی از سمت راست نگاه میکنید در جهت عقربه ساعت، و وقتی از سمت چپ نگاه کنید برخلاف عقربه ساعت می چرخه در حالی که این یه چرخ واحده
    حال مثالو کمی تقویتش کنیم
    کره جغرافیائی زمینو که برای آموزشه دیده اید
    خب، سرتونو بالای نقطه قطب شمال بگیرید و اونو در یه جهت(جهت فرضی که کروی گرایان میگن) بچرخانید
    جهت چرخش در قطب شمال در جهت خلاف عقربه های ساعت دیده خواهد شد
    حال در ادامه همون چرخش ثابت، به هر نحوی که دلتون میخواد سرتونو روبروی قطب جنوبش بگیرید و ادامه همون چرخش قبلی رو از این منظر هم ببینید، می بینید که کره در جهت عقربه های ساعت خواهد چرخید
    حالا اگه می خواهید فیلم هم بگیرید و در همینجا قرار دهید نمیخواهید ساعتها اینکارو تکرار کنید و از بنده بخواهید فیلم بگیرم.
    و نتیجه رو در همینجا گزارش بفرمائید.
    چشم ما در این آزمایش در نقش خورشید و ماه و ستارگان هست.
    بنده هم اینک دو توپ پینگ پنگ یه توب فوتبال و یه کره جغرافیا روی میزمه و دقیقا از روی چرخش اون دارم براتون می نویسم.

    ****
    شخصا در همین لحظه، اگه در هر کجا به هر نحوی براتون اهانت، جسارت، تهمت، و یا هر بدی دانسته یا ندانسته کرده ام معذرت می خوام و تقاضا دارم ببخشید.
    ****

    اما راجع به دنباله دار هالی
    این دنباله دار، جزئی از منظومه شمسی است ولی مدار بیضوی اون به قدری درازه که طی ۷۰ سال می تونه یکبار به دور خورشید بچرخه
    لابد قانون عکس مجدور فاصله و گرانش نیوتن و کپلر رو میدونید که میگه هرچه مدار بزرگتر باشه زمان گردش باید طولانیتر باشه در مورد ماهواره ها هم صادقه.
    در واقع اگه مدار کوناه باشه مثل عطارد، برای اینکه سیاره یا سیارک به خورشید سقوط نکنه باید خیلی سریع به دور خورشید بچرخه تا گریز از مرکز زیاد شده و بر جاذبه غلبه کنه
    اگه مدار خیلی بزرگ باشه باید سرعت کم باشه تا گریز از مرکز بر جادبه نچربه که دیگه سیاره یا سیارک از منطومه رها شده و دیگه باز نگرده

    اتفاقا وقتی هالی به نزدیکی خورشید میرسه چنان سرعتی میگیره که طی چند روز خورشیدو دور زده و ازش فاصله میگیره و وقتی از سقوط رها میشه به نرمی در سمت دیگه بیصی مدارش حرکت می کنه تا سرعتش به مینیمم برسه در همون نقطه که دورترین نقطه تا خورشیده تغییر جهت داده و به طرف خورشید ب میگرده و کم کم سرعتش زیاد میشه. و این تغییرات ۷۰ سال طول میکشه.
    شاید اجرامی هم باشن که مدارشون خیلی کوتاهتر یا خیلی بلندتر از این هم باشه مثلا ۲۰۰ ساله.
    بسیاری از شهابسنگها شامل این قانون ظریف نشده و در خورشید سقوط می کنن یا دیگه چنان خارج میشن که هرگز به سمت خورشید بر نخواهند گشت

    پس مسیر دنباله دار هالی چیز مبهمی نداره
    تنها مورد مبهم در مورد هالی مورد جنس مواد محتوی اونه که اغلب حدس میزنن یخ باشه اونم به خاطر دنباله، ولی اینم قطعی نیست زیرا دنباله همیشه در جهت خلاف خورشید قرار میگیره، که ممکنه مربوط به ذراتی باردار باشه نه یخ.
    به هر حال، دنباله دار هالی هرگز در زمین تخت قابل توجیه نیست
    همانطوری که همین آزمایش ساده که بالاتر با توپ و کره انجام دادیم به هیچ وجه در زمین تخت قابل آزمایش نیست.

    اما نکته ای در مورد صحبت متخصصین فیزیک و دانشمندان بزرگ
    برای درک منظور فیزیکدانان و منجمین، باید به زبان اونا آشنایی داشت زیرا مثل داستان خیالی شمس و مولوی می مونه
    وقتی شمس بسم الله میگه و روی آب راه میره مولوی نباید بسم الله بگه بلکه اون باید شمس بگه.
    البته فقط مثال بود و گرنه کل این داستان تخیلیه.

    • flatearther ۹ تیر, ۱۳۹۶ \ب٫ظ\۳۱ ۲۰:۱۵ پاسخ دادن

      سلام مجدد خدمت شما
      درباره چرخش ستارگان جنوبی و شمالی با شما موافق هستم چون در مدل زمین تخت یک توجیه یا دلیل خاص برای این رفتار آسمان وجود ندارد اما در مدل کروی به شیوه خوبی نشان داده شده اما اینکه یک مدل، تنها یکسری مشاهدات را که میتوانند دو توجیه مختلف داشته باشند، توضیح دهد، دلیل بر درست بودن آن نیست. دو توضیح وجود دارد: ۱- زمین میچرخد و ستارگان نسبت به ما ثابت هستند و حرکت ظاهری ستارگان در آسمان به علت حرکت زمین است. ۲- زمین ثابت است و ستارگان در حرکت هستند.
      یکی از این دو توضیح میتوانند حقیقت داشته باشند. بنده زمین تخت گرا هستم و میگویم آسمان حرکت میکند. شما کروی گرا هستید و میگویید زمین حرکت میکند. بالاخره یکی از این دو درست است!
      در رابطه با چرخش آسمان زمین تخت گرایان در سراسر جهان توضیحات مختلفی داده اند که برخی از این توجیهات منطقی نیستند اما برخی منطقی هستند. درست است که مدل زمین تخت قادر به توجیه برخی پدیده ها نیست اما این موضوع نمیتواند دلیل بر تخت نبودن زمین باشد. شاید بنده اشتباه میکنم و حق با شماست و شاید شما اشتباه میکنید و حق با بنده باشد و حتی ممکن است هردوی ما اشتباه کنیم و حقیقت چیز دیگری باشد. هر حالتی را میشود در نظر گرفت. به عنوان مثال برخی از توضیحات زمین تخت گرایان خارجی را در این باره میتوانید در لینک های زیر در یوتیوب ببینید:
      https://www.youtube.com/watch?v=lsq0fPkeyRM

      https://www.youtube.com/watch?v=2B18i87U-Pw

      و کلیپ زیر هم مربوط به تغییر جهت و زاویه دوربین است که باعث تغییر چرخش آسمان میشود(کلیپ مربوط به نیمه جنوبی است):

      http://www.aparat.com/v/76ZOE

      در رابطه با چرخش خورشید در قطب شمال و جنوب بگویم که هیچ کلیپ قابل اعتمادی از قطب جنوب وجود ندارد. چند کلیپ مختلف از پایگاه های قطب جنوب در رابطه با چرخش خورشید بر خلاف شمال منتشر شده که زمین تخت گرایان با آنالیز کلیپ متوجه شده اند که کلیپ ها جعلی بوده است. شما نیز میتوانید با بررسی کلیپ هایی در این مورد به نتایج مشابهی با زمین تخت گرایان برسید (همانطور که در مقاله رد سفر به ماه بصورت کاملا دقیق و مو به مو همگی اشکالات سفر به ماه را بررسی کردید):

      http://www.aparat.com/v/Bw71P

      این کلیپ تنها یک مورد از کلیپ های خورشید در قطب جنوب است. آزمایشی که گفتید کاملا درست و منطقی است( البته در مدل کروی). این آزمایش را قبول دارم اما آن را دلیلی قوی برای کرویت زمین نمیبینم. خواهش میکنم. بنده هم از شما عذر خواهی میکنم. بنده قصد فریب شما یا شخص دیگری را ندارم و تنها به دنبال حقیقت هستم همانطور که شما به دنبال حقیقت هستید. نکاتی که درباره هالی عرض کردید کاملا درست هستند اما پاسخ این را نمیدهند که چطور هالی به مدت هزاران سال است که طی یک دوره ۷۰ ساله قابل مشاهده است. در مدل زمین تخت، شهاب ها،سنگ های آسمانی،دنباله دار ها و.. توضیحاتی دارند که اگر خدا بخواهد در مقالات بعدی اشاره خواهم کرد و توضیح خواهم داد که چگونه دنباله دار ها و شهاب ها در مدل زمین تخت کار میکنند.(و البته ما بازهم هردو هم بنده و هم شما یک توضیح طبق آنچه فکر میکنیم میدهیم و توضیحات ما نمیتواند کاملا درست و بدون ایراد باشد). همانطور که میدانید در قرآن خداوند شهاب سنگ هارا تیر هایی برای جلوگیری از ورود شیاطین به آسمان معرفی کرده از نظر من این آیات باید بررسی شوند و قطعا اطلاعات با ارزشی از آن ها بدست خواهیم آورد زیرا حقیقت در قرآن نوشته شده.
      موفق و پیروز باشید

  4. آرش ۲۳ تیر, ۱۳۹۶ \ب٫ظ\۳۱ ۱۳:۰۹ پاسخ دادن

    با سلام
    در جواب کسی که برای اثبات چرخش زمین قرار گرفتن ماهواره ها در آسمان را با کمک نیروی گریز از مرکز و جاذبه مثال می زند چه جوابی می توانیم بدهیم

    • flatearther ۲۸ مرداد, ۱۳۹۶ \ق٫ظ\۳۱ ۱۱:۱۳ پاسخ دادن

      سلام خدمت شما
      متن زیر را بخوانید:
      🌞چرا فصل های بخش شمالی و جنوبی زمین متفاوت است؟
      خورشید درحال چرخش در بالای زمین تخت است و در مدار های دایره ای مسیرش را طی میکند و در هر مدار چندین ماه گردش دارد اما در آن برای همیشه ثابت نیست و مسیرش مدام طی یک سال تغییر میکند(سرعت هم همینطور)
      به عنوان مثال وقتی خورشید در مدار راس الجدی قرار دارد بخش های جنوبی آمریکا و کشور ها و قاره های دیگر مانند آفریقا تابستان است و در همان زمان قسمت های شمالی پاییز و زمستان را تجربه میکنند.
      همچنین برعکس وقتی خورشید در مدار راس السرطان قرار دارد قسمت های شمالی مانند آمریکا شمالی تابستان و قسمت های جنوبی (به علت مایل تابیدن) فصل سرما را تجربه میکنند.
      خط استوا در بین مدار راس السرطان و راس الجدی قرار دارد بنابراین بیشترین تابش به نور و گرما به آن میرسد
      به عبارتی دیگر جایی که خورشید بصورت مایل میتابد با در نظر گرفتن نزدیکی کشور ها به خورشید و درجه تابش آن فصل های پاییز،زمستان و بهار را تجربه میکنند و قسمت هایی که خورشید بصورت نود درجه و یا مستقیم تابش دارد فصل تابستان را تجربه میکنند هرچه کشور ها از خورشید دورتر باشند به فصل سرما نزدیک تر هستند.
      موفق باشید

ارسال نظر جدید