خورشید مرکزی: تئوری یا یک دین؟

پرستش خورشید در فرهنگ کابالا

“خورشید منبع انرژی، زندگی و گرما است.منشاء زندگی، ماهیت کابالا مقدس، منبع تمام معنویت در خورشید است.این چشمه نور و نماد قابل رویت از روح در عمل است.خورشید چشم خداست، و چشم ها پنجره های روح ما هستند.بنابراین، شما می توانید با روح خدا از طریق خورشید ارتباط برقرار کنید”

Kabbalah and The Fire of Heaven- Joseph Michael Levry-

جوزف مایکل نویسنده کتب مختلف،مربی یوگا و مدیتیشن و کابالیست مشهور است.

تاریخ کابالا

قبّاله، کابالا یا کبالا به معنی لغوی دریافت کردن و یا سنت، روشی، مکتبی و طرز فکری عرفانی است که از یهودیت ریشه گرفته است. در یهودیت به یک فرد کابالیست، مکوبال اطلاق می‌شود.

تعریف کابالا بر اساس پیروان مختلفش متفاوت است. با اینکه این مکتب از یهودیت نشات گرفته است ولیکن پیروان مسیحی، نوعصری، و پیروان علوم خفیه آنرا روشی عرفانی برای فهم رابطه بین عین سوف که غیرقابل تغییر، همیشگی و پیچیده است و جهان مادی فانی و محدود (مخلوق) است. کابالا به دنبال فهم ذات دنیا و انسان است.

کابالا از متون یهودی سرچشمه گرفت و پیروانش معمولاً از متون یهودی برای توصیف و تفسیر مسائل عرفانی استفاده می‌کنند. دستورهای کابالا برای فهم معنی مخفی متون یهودی نظیر تورات و نوشتارهای ربیها نظیر تلمود به کار می‌رود و معنی مخفی عبادت یهودی را بیان می‌کند.

پیروان کابالا اعتقاد دارند که کابالا قبل از آمدن ادیان دنیا مورد استفاده قرار می‌گرفته است و از ادیان قدیمیتر است. به صورت تاریخی اولین نوشتارهای کابالایی در قرن ۱۲ و ۱۳ میلادی در اسپانیا و فرانسه پدیدار شد. در قرن ۱۶ میلادی این نوشتارها دوباره در شهر صفد در امپراطوری عثمانی مورد بازبینی قرار گرفت. در قرن ۱۸ کابالا به دلیل جنبش حسیدی به شدت پرطرفدار شد.

کابالا از دیرباز دارای تأثیر زیادی بر روی فیلسوفان و دانشمندان بوده است. بسیاری فیلسوفان و محققان معروف نظیر افلاطون، ارسطو، جان دی، گوتفرید لایبنیتس، کارل گوستاو یونگ، اسحاق نیوتن و بنیامین فرانکلین تبحر زیادی در کابالا داشتند.

فیثاغورث

هرمیپس ازمیری در متون خود نوشته است که فیثاغورث بیشتر تئوریهای خود را از حکمت مخفی یهودیان گرفته است. دکتر ست پانکست در مورد فیثاغورث یکی از بزرگترین شخصیتهای زمان خود نه تنها یک متفکر بزرگ در آن زمان بود بلکه یک کابالیست بسیار رده بالا بود.

افلاطون

اسحاق نیوتن در مورد افلاطون نوشته است: «افلاطون به مصر سفر کرد، که در آن بسیاری یهودی زندگی می‌کردند، او ایده‌های متافیزیکی آنها را در مورد دلیل همه چیز مطالعه نمود، که او آنها را ایده نامید، و کابالیست‌ها سفیروت می‌نامند.»

اسحاق نیوتن

دکتر ست پانکست در مورد نیوتن نوشته است: «نیوتن قوانین فیزیک را با مطالعه کابالا کشف کرد». نیوتن در کتابخانه شخصی خود ترجمه لاتین زوهر را داشت که امروزه در ترینیتی کالج در کمبریج نگهداری می‌شود.

زیمزم: ایده زیمزم و آفرینش در کابالا با تئوری بیگ بنگ ( مه‌بانگ ) بسیار همخوانی دارد.

زیمزم (عبری:צמצום به معنی انقباض) اصطلاحی در کابالای اسحاق لوریا است که به معنی این است خداوند روند آفرینش را با انقباض نور بینهایت خود آغاز میکند. در اثر این انقباض فضای خالی (عبری:חלל הפנוי) ایجاد شده که اجازه نور خلق کننده جدید را میدهد. به دلیل انقباض و دور شدن نور خدا از مخلوق ، انتخاب میتواند وجود داشته باشد، و از این رو به خداوند هامکوم (عبری:המקום) نام برده میشود. در کابالا این مسئله به تضاد حضور و عدم حضور خدا در خلقت خود اشاره میکند. همینطور واژه عولم که معنی دنیا است از ریشه علم میباشد که در عبری به معنی مخفی شدن است.

اسحاق لوریا سه ایده اصلی به کابالا وارد کرد: زیمزم، شویرات هاکلیم (شکسته شدن ظرفها) و تیکون (ترمیم). این سه ایده به هم ارتباط داشته و جزئی از یک فرایند بزرگتر کلی هستند. زیمزم اولین مرحله خلقت است که در آن خدا حضور خود را از یک ناحیه کم میکند که باعث ایجاد فضای خالی شده و امکان خلقت را فراهم میکند. شویرات هاکلیم مرحله بعد از زیمزم است. در این مرحله خداوند ظرفها (هاکلیم) را ایجاد میکند و نور الهی را در آنها میریزد. ولیکن این ظرفها دارای قدرت کافی برای نور الهی نیستند و در اثر این نور شکسته میشوند. این شکسته شدن باعث پخش شدن نور الهی به صورت ذرات در همه چیزها میشود. مرحله تیکون (ترمیم) مرحله جمع آوری این ذرات الهی است که به صورت خرده ها شکسته شده از مرحله شویرات هاکلیم در همه چیز وجود دارند. زیمزم در تفکر لوریا با اخراج یهودیان مرتبط است. مرحله تیکون در تفکر او در واقع وظیفه قوم یهود بوده که با تبعیت از قوانین اخلاقی باعث ترمیم دنیا میشود.

منبع: ویکی پدیا

همانطور که در بالا از یک کابالیست دانستیم، خورشید یکی از نماد های مهم کابالا و چشم خداوند است. خورشید یک جسم درخشان بسیار مهم در فرهنگ کابالا است که منشا همه چیز است.

پیداست كه كابالا سال‌ها قبل از تورات به وجود آمد. مهم‌ترین بخش تورات نظریه‌ای دربارة پیدایش جهان است. این تئوری با داستان آفرینش مذاهب توحیدی بسیار متفاوت می‌باشد. بر اساس كابالا در آغاز آفرینش چیزهایی به نام «سفیراث» و به معنای «دایره» یا «مدار» با ویژگی‌های مادی و غیرمادی به وجود آمدند. تعداد آنها ۳۲ تا بود. ده تای اول نمایانگر منظومة شمسی بودند و بقیه نمایانگر انبوه ستارگان فضا این مشخصه كابالا نشان می‌دهد كه به اصول اعتقادی نجومی مربوط است.

میشود گفت که پرستش خورشید ابتدا از مصر باستان آغاز شد و این فرهنگ با مهاجرات خاندان سلطنتی مصر به اروپا، به کشور های اروپایی و به تدریج به تمام جهان منتقل شد. در مصر باستان رع خدای خورشید است که مصریان او را به عنوان منشا حیات می پرستند و این مطابق با اصل کابالا است.

رَع مهمترین خدای مصر باستان و تجسم شخصت آفتاب یا نیمروز. از دید مردم شهر هلیوپلیس او خود را به وسیلهٔ آب باستانی که از نو «Nun» سرچشمه می‌گرفت یا از نخستین گل نیلوفر آبی آفریده‌است. او سپس هوا شو (Shu) و رطوبت تفنوت (Tefnut) را آفرید که موجب بوجود آمدن خدای زمین جب (Geb) و الههٔ آسمان نات (Nut) شد. وی به شکل مردی با سر شاهین نشان داده می‌شود، که عصای سلطنتی را به یک دست، و أنخ (نماد زندگی) را به دست دیگرش گرفته است. بر فراز سر او، قرص خورشید دیده می‌شود. رع به مدت هزاران سال، بالاترین خدای مصریان بود. در کتاب مردگان، «فرمانروای آسمان، فرمانروای زمین، سازندهٔ مخلوقات، خدای اولاً که در ازل پدید آمد، سازندهٔ جهان، خالق انسان‌ها، سازندهٔ آسمان، خالق نیل، کوه‌ها، مردها و زن‌ها و درندگان و رمه‌ها» دانسته می‌شود. مصریان معتقد بودند که اشک‌های رع به مرد و زن تبدیل شده است.

خداوند در قرآن بیان می‌كند كه تورات كتابی الهی است و برای روشنگری انسان‌ها نازل شده است:
ما تورات را كه در آن هدایت و نور بود، [بر موسی] نازل فرمودیم.۱۳
بنابراین تورات نیز چون قرآن دربردارنده علوم و فرامین مرتبط با موضوعاتی چون وجود خداوند، یگانگی او، خصوصیات او، آفرینش بشر و سایر موجودات، هدف از آفرینش انسان و قوانین اخلاقی خداوند برای بشر می‌باشد. اما تورات اصلی، امروز موجود نیست. آنچه امروز در اختیار داریم نسخة تغییر یافته تورات می‌باشد كه به دست بشر تحریف شده است.
قابل توجه است كه تورات واقعی و قرآن اصول مشتركی دارند؛ در هر دو خداوند به عنوان خالق جهان شناخته شده، مطلق است و از آغاز وجود داشته است. هر چه غیر از خدا مخلوق اوست كه توسط او از هیچ به وجود آمده است. او كل جهان، اجرام آسمانی، ماده بی‌جان، بشر و همه موجودات زنده را خلق كرده و شكل داده است.

با توجه به این حقایق در كابالا به تفاسیر كاملاً متفاوتی برمی‌خوریم. تعالیم آن دربارة خدا كاملاً مخالف «حقیقت آفرینش» است. محقق آمریكایی «لنس اس. اوینز» در یكی از كتب خود دربارة كابالا دیدگاه خویش را دربارة ریشة احتمالی این تعالیم چنین بیان می‌كند:
تعالیم كابالا مفاهیم مختلفی دربارة خدا ارائه می‌دهد كه بسیاری از آنها از دیدگاه «ارتودوكس» منحرف شناخته شده‌اند.
اصلی‌ترین انگارة دین یهود این است كه «خدای ما یكی است.» اما كابالا ادعا می‌كند در حالیكه خدا در درجة اعلی و به صورت یگانه‌ای توصیف‌ناپذیر ـ كه در كابالا Einsof به معنای «لایتناهی» نامیده می‌شود ـ وجود دارد، یكتاییش لزوماً در تعداد زیادی صورت الهی تجلی یافته: تعدد خدایان كابالیست‌ها این را «سیفراث» (sefrroth) به معنای چهره‌های خدا می‌نامند، چگونگی نزول خداوند از مقام یكتای لایتناهی به تعدد خدایان، معمایی است كه كابالیست‌ها بسیار در آن تعمق كرده‌اند. بدیهی است كه این تصویر چند چهره از خدا راه را برای مشرك خواندن كابالیست‌ها باز می‌كند؛ اتهامی كه آنها را به تندی و نه كاملاً با موفقیت رد كرده‌اند.

در خداشناسی كابالیست‌ها نه تنها دیدگاه تكثر خدایان وجود دارد بلكه خداوند صورت دوگانه مذكر و مؤنث به خود گرفته: “Hokhmah”، “Binah”: پدر و مادر آسمانی كه اولین شكل‌های خدایی بودند. كابالیست‌ها برای توضیح چگونگی آمیزش این دو و ایجاد آفرینش بعدی، صراحتاً از استعاره‌های جنسی استفاده می‌كنند. از خصایص جالب این خداشناسی سری این است كه بر مبنای آن بشر خلق شده بلكه خود به گونه‌ای موجودی خدایی است. اوینز این اسطوره را چنین تشریح می‌نماید: كابالا تصویر پیچیده خدا را به گونة دیگری نیز نشان می‌دهد: موجود یگانه‌ای شبیه انسان، به گفتة یك كابالیست خداوند اولین انسان ازلی و نمونة اولیة آن بود. انسان خصوصیات درونی، ابدی و الهی و ساختاری مشتركی با خدا دارد.

یك رمز شكاف كابالیست این برابری آدم با خدا را تأیید می‌كند و می‌گوید:
در زبان عربی ارزش عددی اسامی آدم و یهوه به صورت یكسان ۴۵ است. بنابراین بر اساس تغییر كابالا یهوه مساوی است با آدم؛ یعنی آدم خدا بود. به این ترتیب اعلام می‌شود كه همة انسان‌ها در بالاترین درجة درك مانند خدا بوده‌اند.

چنین خداشناسی، گونه‌ای از اسطوره‌های الحادی را در بر دارد و اساس انحطاط یهود است. كابالیست‌های یهودی مرزهای عقل سلیم را چنان نقض كرده‌اند كه حتی می‌كوشند بشر را خدا بخوانند. به علاوه بر اساس این، الهیات بشریت نه تنها خدایی است بلكه فقط و فقط یهودیان را شامل می‌شود و دیگر اقوام انسان به شمار نمی‌روند. در نتیجة این اندیشة فاسد در یهودیت كه اساساً بر مبنای اطاعت و فرمانبرداری از خدا بنا شده بود، گسترش یافت و هدفش اقناع خودبینی و غرور یهودی بود. كابالا علی رغم این طبیعت خود كه با تورات متناقض بود، در یهودیت راه یافت و شروع به فاسد كردن آن نمود.
یك نكته جالب توجه دیگر دربارة تعالیم منحرف كابالا، شباهت آن به انگاره‌های كفرآمیز مصر باستان است. مصریان باستان معتقد بودند ماده همیشه وجود داشته. به عبارت دیگر این اندیشه را كه ماده از هیچ به وجود آمده مردود می‌دانستند. كابالا نیز از همین عقیده دربارة انسان دفاع می‌كند و مدعی است انسان‌ها خلق نشده‌اند و عهده‌دار تنظیم و ادارة وجود خود می‌باشند.

به عبارت امروزی، مصریان باستان مادی‌گرا بودند، كابالا را می‌توان «اومانیسم سكولار» نامید جالب توجه است كه این دو مفهوم: ماده‌گرایی و اومانیسم سكولار، از ایدئولوژی‌هایی می‌باشند كه دو قرن است بر جهان حكمرانی می‌كنند.
باید پرسید چه نیروهایی وجود دارند كه مفاهیم مصر باستان و كابالا را از میان تاریخ كهن به زمان حاضر منتقل كرده‌اند؟

با حذف زمین ثابت از مرکز جهان این ماسون ها(کوپرنیک،کپلر،نیوتون،گالیله،انیشتین و…) مارا از لحاظ فیزیکی و روانی از یک مکان باشکوه و با اهمیت به یک جهان پوچ انتقال دادند.

اگر زمین مرکز جهان باشد سپس خدا،آفرینش و هدف وجود انسان معنا و اهمیت خاصی پیدا میکند. اما اگر زمین را یکی از میلیون ها سیاره به دور میلیارد ها ستاره در تریلیارد ها کهکشان فرض کنیم سپس هدف خاص آفرینش انسان و جهان به کلی زیر سوال خواهد رفت و دیگر معنای خاص خود را نمیدهد. اگر شما به فرگشت اعتقاد ندارید پس نباید به کرویت زمین و بیگ بنگ نیز معتفد باشید زیرا این دو فرضیه پوچ که به عنوان حقیقت به شما گفته شده باهم رابطه خاصی دارند و بدون یکدیگر ناقص هستند، آن ها میخواهند شما باور داشته باشید که یک ماهی تکامل یافته هستید که با میمون ها جد مشترک داشتید و بر روی یک کره چرخان در یک فضای سرد و خلا و بی انتها در حرکت هستید این یک فریب بزرگ است.

اگر بی دین هستید یا خودتان را با کلاس تر از آن میدانید که به دین باور داشته باشید و ادیان را پوچ میدانید ولی همچنان به خورشید مرکزی(مدل زمین کروی) اعتقاد دارید، باید بگوییم شما نیز دارای دین هستید زیرا درحال پرستش یکی از خدایان یونانی به نام هلیوس هستید که خدای خورشید بوده و نام فرضیه خورشید مرکزی از آن گرفته شده است! هلیوسنتریک یا خورشید مرکزی بیان میدارد که ما همگی درحال چرخش به دور خورشید هستیم.

در حقیقت شما دارید خورشید را پرستش میکنید این یک دین است زیرا شما به هلیوسنتریک معتقد هستید و این رسما به معنای تایید این موضوع است که هلیوس خدای خورشید است. البته خورشید پرستی در اکثر تمدن هایی که تحت تاثیر کابالا و فریماسون ها بوده اند رواج دارد از جمله تمدن اینکاها (ویراکوچا)،یونان (هلیوس)،مصر باستان (رع) و….

“تئوری خورشید مرکزی، با قرار دادن خورشید در مرکز، تصور بشر را از آفرینش تغییر داد و این را به بشر آموخت که در یکی از سیارات سرگردان در یک فضای سرد و تاریک است و از نظر او این احتمال کمتر وجود دارد که برای زیستن هدف دار و با سربلندی خلق شده باشد که هدف او بعد از مرگ بهشت است”

-موریس کلاین-

هلیوس در اساطیر یونانی، ایزد و نماد خورشید است. او همچنین حامی و نگهبان سوگندها و موهبت بینایی به شمار می‌رفت.هلیوس هر صبح در سپیده‌دم با ارابه آتشین چهار اسبهٔ خود از شرق راه می‌افتاد و تا غروب در آسمان‌ها می‌راند. از آنجایی که هلیوس تمام طول روز در آسمان می‌تاخت و از بالا به زمین نگاه می‌کرد، مردم معتقد بودند او همه چیز را بر روی زمین دیده و می‌شنود، بنابراین ایزدان و انسان‌ها، او را گواه بر اتفاقات مختلف یا سوگندهای یاد شده می‌دانستند

با این تلقین مخفیانه خورشید پرستی نه تنها ما اعتقاد و ایمانمان را به فراتر از بعد جسمانی از دست می دهیم،ما ایمان مطلقی به مادیت،سطحی نگری،خودخواهی،فلسفه خوشی پرستی وتمتع از لذایذ دنیای زودگذر و مصرف پیدا میکنیم.

آن ها با حذف زمین از مرکز جهان، نه تنها بسیاری از افراد را به سمت فرقه آتئیسم کشاندند بلکه با این تلقین و فریب تمامی افرادی را که موافق فرضیه خورشید مرکزی هستند را بطور مخفیانه ای به سمت خورشید پرستی کشاندند که این یک باور و یک دین غلط در یونان باستان بوده است.

همانطور که میدانید آن ها نام این فرضیه ماسونی را هلیو-سنتریک گذاشتند و همانطور که گفتیم هلیوس نام یکی از خدایان یونانی است که اتفاقا خدای خورشید است. اگر زمین در مرکز جهان ثابت باشد و دیگر اجرام آسمانی به دور زمین درحال چرخش باشند، این بدان معنی نیست که خورشید زمین را میپرستد بلکه این بدان معنی است که آفرینش دارای هدف بوده است و خداوند خورشید و ماه و دیگر اجرام آسمانی را برای انسان مسخر کرده است.

آن ها میخواهند شما به خدای خورشید و آپولو که دو خدای مهم در اعتقادات یونانیان باستان بوده اند اعتقاد داشته باشید آن ها دین خورشید پرستی را رواج میدهند

بله شما اگر هنوز به این فرضیه(خورشید مرکزی یا هلیوسنتریک) باور دارید، حقیقت این است که وارد دین خورشید پرستی شده اید.

آن ها حتی نام سیارات منظومه شمسی را نیز از نام خدایان یونانی انتخاب کرده اند(ژوپیتر،نپتون،اورانوس،ساتورن،مارس،ونوس،مرکوری و پلوتو) و حتی نام ماموریت جعلی آن ها نیز آپولو نام یکی از خدایان یونانی بوده است.

بله شما با اعتقاد به فرضیه خورشید مرکزی یک دین را پذیرفته اید و این دین از ادیان یونانیان بوده که خورشید را پرستش میکردند و خدای خورشید را مقدس میدانستند.

علم امروز خود یک دین است و طرفداران آن علم گرا خوانده میشوند که بسیار متعصب هستند. آن ها معتقد به متد علمی هستند اما هیچکدام از اعتقادات آن ها از طریق متد علمی برایشان به اثبات نرسیده و فقط با تلقین به باور خود رسیده اند.

هدف اصلی فریماسون ها پنهان کردن حقایقی است که سال ها در جلوی چشمان ما بوده و ما به آن ها توجهی نمی کردیم. آن ها علاقه خاصی به خدای خورشید (هلیوس) دارند که در حقیقت همان شیطان یا اهریمن است. حمایت ماسون ها از مدل خورشید مرکزی و نفرت آنان از مدل زمین مرکزی نشان دهنده این است که آن ها حقایق و اصل آفرینش را از بشریت پنهان میکنند. ماسون ها هرگز حقایق را نمیگویند (هرچند در برخی موارد اگر به نفعشان باشد برخی حقایق را بیان میکنند).

این نماد دست ریشه در فریماسون های باستان و شیاطین دارد که با توجه به تصاویر بالا توسط فضانوردان ناسا،رئسای جمهوری آمریکا و… استفاده میشود. آن ها یک دین باطل را به عنوان علم به کودکانمان آموزش میدهند. خورشید مرکزی یک تئوری علمی نمی باشد بلکه یک دین خورشید پرستی و ضد اصل آفرینش است.

باز آلدرین (فضانورد ناسا) همراه luther A Smith که با دستان خود پرچم ماسونی را گرفته اند

پرچم با علامت اسکاتلندی عرفانی، معنویت عمیق و مرموز عقاب دوقلو و همچنین گونیا و پرگار است

گونیا و پرگار از مهم ترین نماد فریماسونی است. G موجود در مرکز این نماد میتواند به هر یک از موارد زیر اشاره داشته باشد:

Goat: بز 

Geometry: هندسه

Gravity: گرانش

که هرسه در رابطه با معماران آزاد (free mason) می باشند.

بز نماد اصلی ماسونی، هندسه ماسونی مرتبط با گونیا و پرگار که همراه کوپرنیک،گالیله،فیثاغورس،کپلر،نیوتون و… دیده میشود و گرانش که توسط یک فریماسون به نام آیزاک نیوتون مطرح شده است.

ماسون ها و کابالیست ها نفوذ بسیار زیادی در کیهان شناسی و نجوم داشتند. آن ها برای همیشه تاثیر خود را بر روی کیهان شناسی و ذهن مردم گذاشتند و با تلقین دروغ هایی که حتی قابل اثبات از نظر علمی نیستند مردم را فریب دادند. 

مقاله مرتبط: http://flatearthfarsi.com/?p=3563

تصور کنید ناسا و دولت ها به شما از ابتدا گفتند که زمین تخت و ثابت است و ما میخواهیم شمارا متقاعد کنیم که زمین کرویست و حرکت میکند. ما میگوییم نه زمین ثابت نیست بلکه حرکت میکند. زمین با سرعت ۱۰۰۰ مایل برساعت به دور خود میچرخد و با سرعت ۶۷ هزار مایل برساعت به دور خورشید.

قطعا شما به ما میخندید و افراد زیادی پیدا میشوند که بگویند نه شما احمق هستید. زمین حرکت نمی کند و ثابت است.مگر میشود زمین حرکت کند؟ مارا برای نداشتن پشتوانه علمی به تمسخر میگیرند که چرا چنین موضوعی را مطرح کردیم که زمین حرکت می کند.

نه فقط آن، تعدادی از مردم میپرسند چگونه حرکت خورشید را با توجه به تئوری خورشید مرکزی توجیه می کنید؟

ما می گوییم این به علت حرکت زمین است که فکر میکنیم خورشید حرکت می کند اما هیچ دلیل و مدرک علمی ای برای اثبات این گفته نداریم و قطعا اگر خود شما از کودکی یک زمین تخت گرا بودید و جامعه شما از ابتدا موضوع تخت بودن زمین را مطرح می کرد هیچکس حتی حاضر به شنیدن موضوع زمین کروی نیز نمیشد زیرا به قدری مضحک است که فکرش را هم نمی کنید. علت اینکه خیلی ها بر روی فرضیه خورشید مرکزی تعصب دارند این است که از کودکی مدام برای آن ها این را تکرار کرده اند و اگر خودتان را جای شخصی بگذارید که برای اولین بار با مدل خورشید مرکزی آشنا میشود میتوانید این را درک کنید که مدل خورشید مرکزی مدرن با توجه به چیزی که علم امروز می گوید چقدر مضحک است و اکثر دلایلی که برای کرویت زمین ارائه میشود مربوط به دوران گالیله،ارسطو و اراتوستن است و تا به امروز با پیشرفت تکنولوژی این دلایل و برهان ها هیچگونه تغییری نداشته اند. با توجه به موضوع دور شدن کشتی ها که ارسطو مطرح کرد هیچ کروی گرایی در این قرن حاضر نشد که به ساحل برود تا این موضوع را با امکانات پیشرفته آزمایش کند و به حرف و چشمان ارسطو اعتماد کرد و این موضوع(دور شدن کشتی ها) امروزه به عنوان دلیلی برای کرویت زمین شناخته میشود درحالی که بدون آزمایش و مشاهده از گذشته تا به امروز هیچ تغییری نکرده و هیچ آزمایشی از سوی علم مدرن برای اثبات حقیقت داشتن یا نداشتن این موضوع انجام نشده. تنها کسانی که این موارد را آزمایش و نقض کردند زمین تخت گرایان بودند. مردم از موضوعی که از ابتدای کودکی برای آن ها تکرار کرده اند دست نخواهند کشید(البته افراد متعصب)

سازمان دروغ جهانی (ناسا)- چگونه به سازمانی با حجم عظیمی دروغ و نامی عبری با معنای فریب دهنده اعتماد میکنید؟
آیا وقت فکر کردن نیست؟

فردی که به دنبال علم حقیقی باشد تمامی آموخته های کودکی خود را کنار گذاشته و از اول شروع به یادگیری میکند یا با پرسش از همه چیز میتواند به حقیقت برسد یا حداقل به حقیقت اصلی نزدیک شود. چه کسی گفته هرچه که علم می گوید درست است؟ بسیاری از تئوری های علمی پایه غلط دارند و بسیاری از آن ها بر مبنای فرمول های ریاضی و محاسباتی هستند که از ریشه غلط بوده ولی این موضوع برای کسی اهمیتی نداشته.در علم امروز موضوعی نداریم که بشود آن را صد در صد تایید کرد و هرلحظه هرچیزی در علم میتواند تغییر کند،تقویت شود یا اینکه به کل رد و باطل اعلام شود. موضوع خورشید مرکزی هم همینگونه است. خورشید مرکزی فقط یک فرضیه است البته یک فرضیه ماسونی، کیهان بی کران فقط یک فرضیه است چرا به دید حقیقت به آن ها نگاه میکنید؟ اگر میتوانید حقیقت را کشف کنید پس تلوزیون خود را خاموش کنید و ذهن خود را روشن و باز.

آیا به نظر شما این منطقی است که همگی ما به یک کره در جهانی که جمع حرکات زمین همراه منظومه و کهکشان میلیون ها یا شاید میلیارد ها مایل میشود با نیروی عجیب و غریبی به اسم جاذبه چسبیده ایم و حتی از منشا جاذبه بی خبریم(طبق ادعای علم مدرن منشا جاذبه ناشناخته است) آیا این منطقی است؟ فرضیه زمین کروی شبیه به یک داستان علمی تخیلی است و البته فرقی با آن ندارد شاید بگویید چطور با اطمینان درباره زمین تخت صحبت میکنم اما اگر شما هم تمامی مقالات،کتاب ها،سایت ها،کلیپ ها و مستندات و… را که من خواندم و دیدم،خوانده و دیده بودید قطعا امروز درباره موضوع زمین تخت با اطمینان حرف میزدید!

به این موضوع فکر کرده اید که چرا پدر ماهواره های مدرن آرتور سی کلارک یک نویسنده داستان های علمی تخیلی و یک فریماسون درجه بالا بوده است؟

فرضیه خورشید مرکزی یک فرهنگ باستانی، یک دین باطل و در آخر بخشی از شبه علم است
آیا نمیخواهید بار دیگر فکر کنید؟

به این موضوع فکر کرده اید که چرا تمامی حامیان فرضیه خورشید مرکزی از گالیله،نیوتون تا انیشتین و.. همگی یا یهودی و یا فریماسون بوده اند؟ تاریخ را خوانده اید؟ درباره لژ های فریماسونی چه میدانید؟ آیا به این موضوع فکر کرده اید که چرا داروین و خانواده پدری و مادری اش عضوی از جامعه مخفی فریماسونی بوده اند؟

 

 

برگزاری مناسک شیطانی در سازمان ((علمی)) سرن! کمی علم نمیخواهید؟
سرن چیست؟!
سرن نام پژوهشگاه تحقیقاتی اتمی است که در حومه شهر ژنو در مرز فرانسه و سوییس قرار گرفته است. این پژوهشکده بیست و دو عضو ثابت از کشور های اروپایی و اسراییل به عنوان تنها کشور غیراروپایی دارد. این مجموعه با بیش از دوازده هزار کارمند با ششصد و هشت دانشگاه دنیا در ارتباط است. هدف اعلام شده این پروژه عظیم به صورت رسمی بازسازی بیگ بنگ و آنالیز شکست ذرات است. درون این مجموعه بزرگترین شتاب دهنده ذرات به قطر بیست و هفت کیلومتر قرار دارد.
شایعاتی وجود دارد که هشتاد درصد بودجه علمی اروپا و آمریکا به اسم «گرمایش زمین» از سال ۲۰۱۳ به این مجموعه تعلق گرفته است. آیا این مقدار از بودجه برای هدفی همچون بازسازی بررسی و اثبات بیگ بنگ منطقیست؟!
اما هدف واقعی این ها چیست؟!
در مراسم وحشتناک و شیطانی که در ژوئن ۲۰۱۶ برگزار شد افراد سرشناس سیاسی و علمی بسیاری به منظور افتتاح تونل گاتهارد مربوط به مجموعه سرن حضور داشتند که از اهمیت این اتفاق خبر می دهد. افرادی از قبیل آنگلا مرکل صدر اعظم آلمان؛ فرانسیس اولاند رئیس جمهور فرانسه؛ جوهان اشنایدر رئیس جمهور سوییس؛ ماتئو رنزی نخست وزیر ایتالیا و بسیاری از رهبران و مسئولین و سرمایه داران کشور های اروپایی حضور داشتند.
همچنین تعدادی از دانشمندان سرشناس جهان همچون استیون هاوکینگز؛ برایان کاکس،نیل دگراس تایسون و بسیاری دیگر در این مراسم شرکت کردند.
چندی پیش افشای ویدئویی از برگزاری مراسم نمادین قربانی کردن انسان توسط دانشمندان و کارمندان سرن در مقابل مجسمه شیوا(الهه ی نابودی) که روبروی سردر مجموعه نصب است؛ بسیار خبرساز شد.

مجسمه شیوا یکی از خدایان هند باستان در سازمان علمی سرن

در سرن خبر هایی هست؛ به نظر شما می توان به این افراد اعتماد کرد؟! منابع:

سایت رسمی سرن
https://home.cern/

خبرگذاری گاردین

https://www.theguardian.com/world/2016/jun/01/gotthard-base-tunnel-european-leaders-open-worlds-longest-rail-switzerland 

 

https://en.wikipedia.org/wiki/CERN

 

این یک حقیقت است و این را باید بپذیرید که اکثر ادعا های علم مدرن بر پایه حدس و گمان است اکثر نظریات آن ها با هم همخوانی ندارد و برای خیلی موضوعات و پدیده ها  توجیهات کودکانه دارد و ما با این حرف ها مواجه میشویم: اگر،باید چنین باشد،اگر اینطور باشد،اگر اینطور شده باشد، باید اینگونه شده باشد، غیر ممکن است اینطور نشده باشد و….

به قدری در موضوعات متفرقه دیگری که مطرح کردند غرق شده ایم که نمیتوانیم ببینیم فرضیه خورشید مرکزی و فرضیات علمی چقدر مضحک هستند به قدری تبلیغات وسیع و پشتبانی دارند که نمیگذارند چشمانتان به حقیقت باز شود.

سرگذشت زمین و نوع شکل گیری آن یک فرضیه است کسی نمیتواند با اطمینان حرف بزند. شکل گیری ماه و خورشید در فرضیه خورشید مرکزی یک فرضیه است اینها همگی فرضیه است و قابل اثبات نیست اما به عنوان حقیقت در کتب درسی تدریس و آموزش داده میشود.

همه احساسات،مشاهدات و محاسبات با زمین تخت همخوانی دارند. این خورشید است که حرکت میکند این زمین است که ثابت است این خداوند است که همه چیز را آفریده نه تصادف.

نماد خورشید در کابالا

و سخن آخر اینکه آن ها میخواهند شما از خداوند دور شده و به آن ها ایمان بیاورید و همچنان که خورشید پرست هستید، شمارا کنترل کرده و از شما سو استفاده کنند.

کسانی که ادعا دارند موضوع زمین تخت شبه علم است، آیا تابحال شده است که با متد علمی بتوانید گرانش،انحنای زمین،حرکت زمین و.. را به اثبات برسانید؟ ما در علم مدرن با این پاسخ ها مواجه می شویم:

ما به قدری کوچک هستیم که انحنا زمین را نمیبینیم،حرکت زمین حس نمیشود چرا که زمین را یک قطار یا ماشین باید تصور کنید،اگرانش نباشد، همه چیز در هوا معلق میشود.

حال از شما میپرسم،کدام یک از این پاسخ ها توسط متد علمی ارائه شده است؟ اگر زمین کره است و ما به قدری کوچک هستیم که زمین را مسطح میبینیم، حداقل باید زمین را در ارتفاعات بیش از ۱۰۰ کیلومتر کروی ببینیم مگر غیر از این است؟ به جای بزرگتر کردن سایز زمین،ذهن خودتان را باز تر کنید.

کدام آزمایش حرکت زمین و انحنای زمین را نشان میدهد؟ کدام آزمایش گرانش را نشان میدهد؟ اگر میخواهید از آونگ فوکو صحبت کنید باید بگوییم شما خود وابسته به شبه علم هستید! چطور زمانی که حرکت زمین را حس نمیکنیم یک آونگ میتواند تحت تاثیر حرکت و چرخش زمین قرار گرفته و حرکت زمین را به اثبات برساند؟ ما توضیحات دقیقی برای مضحک و شبه علم بودن آونگ فوکو ارائه دادیم و این آونگ چیزی جز ساده لوحی یک سری از مردم را اثبات نمیکند.

آن ها با یک آونگ توانستند عده بسیاری را فریب دهند و مردم به سادگی فریب خوردند. اما حال که ما حرف از آزمایش،مشاهده،اندازه گیری و … میزنیم مارا متهم به بی سوادی کرده و ضد علم مینامند درحالی که خودشان وابسته به شبه علم هستند(ماهواره ها،گرانش،سرعت چندین هزار کیلومتر بر ساعت زمین همراه کهکشان،منظومه،جهان و…،نسبیت،فضای خلا،موجودات فضایی و…)

به آن خورشید پرستان ماسون اعتماد نکنید نگذارید آن ها شمارا با تلقین فریب داده و به سمت دین خورشید پرستی بکشانند.

ما از شما فقط یک چیز میخواهیم، فکر کنید و تعصب را کنار بگذارید. احساس مشترک ما،آزمایشات،اندازه گیری ها و محاسبات و هرچیزی که در این جهان وجود دارد به ما این را میگوید که درحال زندگی بر روی یک زمین صاف و بی حرکت هستیم.

نمیشود شخصی فرگشت را قبول نداشته باشد اما خورشید مرکزی را قبول داشته باشد و یا شخصی فرگشت،نسبیت و سفر به ماه را قبول نداشته باشد ولی زمین تخت را نیز قبول نداشته باشد.

به جای توهین و تمسخر و هدر دادن وقتتان با حرف ها و سوالات بیهوده ذهن خود را باز کرده و به سراغ پژوهش بروید به سراغ تفکر بروید و دست از تعصب و دین خورشید پرستی ای که به شما تلقین کرده اند بردارید.

هیچ اثباتی برای این فرضیات شبه علم وجود ندارد = خورشید مرکزی،زمین متحرک و کروی،گرانش،ماهواره ها

اینها تنها بخشی از شبه علم هایی است که آن ها میخواهند ما به آن باور داشته باشیم.

لطفا قبل از پرسیدن سوالات تکراری، تمامی مقالات و صفحات مختلف سایت را بخوانید

دروغ، دروغ است و هیچ ارزشی ندارد که چند نفر آن را قبول داشته باشند. هلیوسنتریک یک دروغ بزرگ است

موفق و سربلند باشید

Share this post

7 comments

اضافه کنید
  1. Saeed ۴ مرداد, ۱۳۹۶ \ق٫ظ\۳۱ ۱۱:۲۷ پاسخ دادن

    با اینکه سخت قبول کردنش برای افراد ولی متاسفانه حقیقت داره! البته عده ای هم حالا نمیخوام جادویی فکر کنم که ذهنشون رو بی حس کرده باشن نه ولی خب گفتم که یه عده هم اصلا براشون مهم نیست براشون که صحبت میکنی قانع بشن یا نشن میگن خب چه فرقی میکنه!

    • مریم ۴ مرداد, ۱۳۹۶ \ب٫ظ\۳۱ ۲۲:۰۹ پاسخ دادن

      سلام و خسته نباشید
      واقعا اینم سوال خیلی مهمیه
      قبول و یا رد تخت بودنه زمین عملا چه تاثیری روی زندگی انسانها میزاره
      منهای بودجه های تحقیقاتی
      آیا واقعا در نوع زندگی رفتار و عملکرد جامعه بشری تغییری بوجود میاره؟؟؟
      عملا ثابت شده میزان جرم و نابهنجاری در جوامع لاییک خیلی خیلی کمتره…!
      البته شاید محدود جلوه دادن منابع انرژی یکی از فوایده طرفدارانه زمین کروی باشه
      کاش در این باره هم صحبت بشه

  2. محبوبه سلطانپور ۵ مرداد, ۱۳۹۶ \ق٫ظ\۳۱ ۰۶:۱۵ پاسخ دادن

    فرق میکنه
    اگر دروغ بزرگ بشیریت بر ملا بشه برای همه
    جهان متوجه میشه که جز خدا و ولی خدا کسی نمیتونه عدالت رو توی جهان پیاده کنه
    وبه هیچ کس دیگه اعتماد نمیشه کرد جز اینکه از طرف خدا باشه
    خوب این ینی ظهور

  3. Hu ۱۷ مرداد, ۱۳۹۶ \ب٫ظ\۳۱ ۲۳:۱۸ پاسخ دادن

    خب یکی از دلایلی که تخت بودن زمین رو رد میکنه کسوف و خسوف هستش لازم نیست اینهمه مقاله بنویسین که، بعدشم کل دنیا بر این باور هستن که زمین کروی هست، با این حال تعداد کسانی که میگن زمین تخت هست چقدر میتونه باشه؟ یعنی همه مردم دنیا گول خوردن؟ مگه داریم؟

    • flatearther ۲۳ مرداد, ۱۳۹۶ \ق٫ظ\۳۱ ۰۶:۴۷ پاسخ دادن

      سلام خدمت شما
      کسوف و خسوف مربوط به اجرام آسمانی هستند نه زمین و البته خسوف در طول روز مدل زمین کروی را به طور کلی نقض میکند تا جایی که برخی دوستان متوسل به سراب بودن ماه میشوند. باور اکثریت مردم به یک موضوع دلیل بر درست بودن آن موضوع نیست چون اکثر مردم تحت تاثیر تبلیغات شدید و تلقین قرار دارند و از یکدیگری تقلید میکنند.
      موفق باشید

  4. محمد ۱۰ شهریور, ۱۳۹۶ \ق٫ظ\۳۱ ۰۹:۵۰ پاسخ دادن

    ۱-لطفا ماه گرفتگی رو به طور واضح و بدون متوسل شدن به فرضیات توضیح بدین؟ چون اگر اینطوری توصیح بدی هیچ فرقی با طرفدلران زمین کروی نداری. چرا ماه میگیره؟ وقتی زمین نمیتونه ستیش رو روی ماه بندازه؟
    ۲- اگر گرانش وجود ندارد و عامل موقعیت اجرام فقط تفاوت در چگالی انها هست. پس چرا شما معتقد به چرخش خورشید و ماه بر فراز زمین و در فاصله نزدیک هستید؟ چرا این اجرام با توجه به تفاوت چگالیشان به روی زمین سقوط نمیکنند؟ و اصلا چرا در مدار مشخص در حال چرخش هستند؟ چرا که تفاوت چگالی عاملی نیست که بتواند یک جرم را با این نظم فوقالعاده در یک جدار مشخص به حرکت در آورد….؟؟؟؟؟؟؟؟

ارسال نظر جدید