چه عواملی افراد را وادار به پذیرش شبه علم به جای علم میکند؟دلیلش تنها جهل و نادانی نیست!

چرا برخی افراد معتقدند فرگشت حقیقت دارد و درحال زندگی بر روی یک کره سرگردان در فضا هستند؟

در سال ۲۰۱۶ میلادی شاهد جابجایی های فرهنگی بسیاری بودیم که بزرگترین آنها، افزایش خبرهای دروغین و ساختگی و انتشار تصاویر فیک از کره زمین و فضا بود؛ یعنی هیچ شواهد و قرائنى برای ادعاهای وارده وجود ندارد( مثلاً گفته می شود که زمین یک کره سرگردان در فضای خلا و بی کرانی است). این خبرها و فرضیات کذب بعنوان حقیقت، در میان یافته های مدرک بنیان گسترش می یابند.

به گزارش زمین تخت فارسی، مردم از ابتدای زندگی خود در محیطی رشد کردند که مدام آن ها را بمباران اطلاعاتی میکرد، اطلاعاتی غلط که باعث ایجاد یک طرح واره غلط میشود و این طرح واره در آینده سبب میشود که شخص تعصب بسیاری به آموخته های خود داشته باشد.

طرح واره نوعی باور اولیه است که ما بر اساس آن اطلاعات را تجزیه و تحلیل میکنیم، به عنوان مثال از کودکی به شما گفته شده است که پدیده نجومی خسوف فقط به علت قرار گیری خورشید،زمین و ماه در یک خط راست امکان پذیر است و با طی این مکانیزم سایه زمین بر روی ماه افتاده و باعث انواع خسوف میشود.

مجموعه این اطلاعات از ابتدای زندگی شخص،طرح واره را میسازد و باعث میشود شخص تصور کند اطلاعات دریافتی ای که داشته کاملا درست و بدون هیچ نقصی هستند.

موضوع دیگری که باعث میشود طرح واره شخص رشد سریعتر و بیشتری داشته باشد، تایید اطلاعات غلطی که در ذهن اوست،توسط اطرافیان است.

تقلید و تایید اطرافیان باعث میشود طرح واره شخص قوی تر شده و شخص تعصب بیشتری بر روی اطلاعات غلط خود داشته باشد و این شخص متعصب هرشخص دیگری را که اطلاعاتی برخلاف او داشته باشد را دروغگو و بی سواد میخواند زیرا مطمئن است که اطلاعات خودش صحیح و بدون هیچ عیب و نقصی است.

طرح واره غلط، باعث میشود که شخص تفکری غلط داشته باشد و این عاملی است که منجر به تعصب میشود چه تعصب اعتقادی،چه تعصب علمی،فرقی ندارد زیرا تعصب برای هردو گزینه یکسان عمل می کند.

“مشکل اینجاست که وقتی بحث از حقایق می شود، افراد بیشتر شبیه وکلا فکر می کنند تا دانشمندان؛ یعنی آنان حقایق را گلچین کرده و هر آنچه را که اعتقاد به درست بودنش دارند، مطالعه می کنند.”

اما این باعث رشد سریعتر تعصب در شخص میشود، شخص مورد نظر در اکثر موارد به علت تایید و تقلید دیگران یک مطلب را پذیرفته است و این گاه باعث تغییر مسیر زندگی شخص میشود

نتیجه این تایید و تقلید اطرافیان که آن هم نادانسته صورت میگیرد بسیار منفی است،هنگامی که شخص دیگری شبه ای در اطلاعات او وارد می کند، بطور ناخودآگاه،شخص خود را در یک مبارزه اطلاعاتی می یابد که این حس کاذبی در شخص ایجاد می کند تا خود را برنده بحث دانسته و شروع به بحث و جدل هایی گاه تند و تیز کند.

“تروی کمپل، یکی از محققان دانشگاه اورگون گفت: بر طبق یافته های ما، مردم از حقایق فاصله می گیرند تا از تمامی عقایدشان از قبیل آیینی، سیاسی و حتی عقاید شخصی ساده( اینکه عملکرد خوبی در جستجوگر وب دارند یا خیر) پشتیبانی و محافظت کنند.”

این گفته کاملا درست است، یک مثال میزنیم.

شخصی را تصور کنید که تعصب خاصی بر روی مسائل علمی دارد، او باور دارد که سفر به ماه انجام شده(در صورتی که اینطور نیست)، زمانی که با او وارد بحث و گفتگو میشوید، او مدام سعی دارد شمارا یک تئوریسین توطئه خوانده و با این کار حق را به سمت خود بکشاند و ادعا کند که شما یک متوهم هستید.

این از طرح واره غلط شخص منشا میگیرد، او اگر باور کند که سفر به ماه یک دروغ است، تمامی بنیان های علمی و عقلی خود را که از آن ها لذت کاذب میبرد زیر سوال خواهد برد و با این شک و ایجاد شبهه باید به باور های دیگر خود نیز شک کند و در آن ها شبه ایجاد کند.

به همین دلیل است که طرفداران سفر به ماه افرادی هستند که نمیشود با آن ها منطقی صحبت کرد، علت این است، اگر آن ها قبول کنند که سفر به ماه یک سفر جعلی بوده است و مجموعه پروژه های آپولو دروغی بیش نبوده، باید به تمام باور های علمی خود شبهه وارد کنند و این شبهه پراکنی در افکارشان باعث میشود تا لذت کاذب که از طرح واره غلط منشا میگیرد به پایان برسد.

اشخاص متعصب در فضایی سه بعدی و بسته در ذهن خود اسیر شده اند، این افراد مدام توسط اطلاعات غلطشان بمباران میشوند اما این اطلاعات غلط حتی درصورتی که برای شخص اثبات شوند که غلط هستند، لذتی کاذب در شخص ایجاد میکنند که قابل مقایسه با هیچ لذتی نیست.

آن ها نمیخواهند به اطلاعات و طرح واره های غلطشان شبهه وارد شود زیرا به آن لذت کاذب عادت کرده اند،اگر حقایق مخالف با عقاید آنان باشد، ممکن است حقایق را انکار کنند و البته گاهی می گویند،حقایق نامربوط اند و در نبود آن لذت کاذب افکارشان متوشوش میشود.

اینکه افرادی خود را طرفداران علم و مخالفان مذهب میدانند و البته از هرگونه نظریه توطئه(البته از نظر خودشان) دوری می کنند، نشان میدهد که این افراد از نظر طرح واره بسیار قوی ولی از نظر فکری بسیار پایین هستند.

آن ها خود را وابسته به علم و از مذهب جدا میدانند، درحالی که علم از دل مذهب بیرون آمده و ناگهان از فضای بیکران وارد زمین نشده است.

قرن ها قبل، افرادی مسیحی،افرادی مسلمان،افرادی یهودی و…علوم مختلف را بنیان گذاری کردند علومی مانند ریاضیات،هندسه،فیزیک،شیمی و… حتی بسیاری از تمدن های به شدت تحت تاثیر مذاهب خرافی و چند خدایی مانند اینکاها، رصد خانه هایی نیز بنا کرده بودند.

دلیل نمیشود چون یک شخص مذهبی است و به مذهب علاقه دارد و یا به عبارت دیگر شخص دینداری است، مخالف علم باشد. افرادی که اینگونه فکر میکنند، در حقیقت اصلا فکر نمیکنند.

علم مدرن، علمی است که بنیانگذاران آن اعضایی از جوامع مخفی ماسونی بودند، فریماسونری نقش ویژه ای در پایه گذاری علم مدرن داشته است و اصولا دلیل تولد علم مدرن، فریماسونری می باشد.

افرادی که خود را بسیار وابسته به علم و از مذهب جدا میدانند، در حقیقت خودشان یک فرد مذهبی هستند، اما مذهب آن ها چیست؟ مذهب آن ها علم است و پیامبران آن ها دانشمندانی هستند که تحت تاثیر جوامع ماسونی قرار داشتند.

بله، دین قرن ۲۱ سیانتیسم یا علم گرایی است!

علم گرایان افرادی هستند که طرح واره آن ها از بدو تولدشان بصورت غلط  شکل گرفته و بگونه ای در ذهن و قلب های آنان ریشه کرده است که باعث شده چشمانشان رو به حقیقت بسته شود.

علم گرایان به تنها چیزی که اعتقاد ندارند، علم است! زیرا در علم موضوعی قطعی نیست، در علم مشاهده،پژوهش،آزمایش و تکرار جایگاه ویژه ای دارد اما علم گرایان به اینکه”فلان دانشمند فلان موضوع را تایید کرده” بسنده میکنند.

در حقیقت آن ها شبه علم گرا هستند نه علم گرا زیرا علم در طبیعت است، شما میتوانید اثرات فیزیک،شیمی،ریاضیات و علوم مرتبط دیگر را در طبیعت مشاهده کنید اما شبه علم فقط در تلوزیون و رسانه های دروغین مشاهده میشود.

شبه علم تفاوت بسیاری با علم دارد،پس زمانی که در حال فکر کردن هستید، به این موضوع با دید بهتری نگاه کنید که علم و شبه علم چیست؟ چه فرقی با یکدیگر دارند؟

متاسفانه طرح واره های غلط به حدی تاثیرات منفی دارد که باعث میشود برخی افراد، افراد دیگر را به علت مخالفت با آن ها بی سواد و احمق خوانده و به آن ها پیشنهاد خواندن و مطالعه بدهند درحالی که سطح مطالعه خودشان تنها در پیرامون مطالبی است که به آن ها باور دارند، زیرا آن ها از نظرات مخالف افکارشان هراس دارند.

پس زمانی که به یک تئوریسین توطئه متهم شدید خوشحال باشید زیرا شخصی که با او صحبت می کنید، توان لازم برای گفتگوی علمی با شمارا ندارد به همین دلیل او شمارا متوهم تلقی کرده است.

علم جایگاه ویژه ای دارد، هرچیزی علم نامیده نمیشود

موضوعاتی مانند کرویت زمین،امواج گرانشی،ماموریت های آپولو،ماموریت های فضایی دیگر و اطلاعاتی که سازمان های فضایی ای مانند ناسا به شما میدهند در جایگاه شبه علم قرار دارند و نه علم.

کافیست سطح مطالعه خود را بالا ببرید.

موفق باشید

Share this post

بدون نظر

اضافه کنید